امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٤
گفت: ما از شما بيمناكيم. گفتند: مترس كه ما تو را به پسرى دانا مژده مىدهيم. گفت: آيا با اينكه مرا پيرى فرا رسيده است بشارتم مىدهيد؟ به چه بشارت مىدهيد؟ گفتند: ما تو را به حق بشارت داديم، پس از نوميدان مباش.
٢- بنابر بيان آيه شريفه اعطاى مقام امامت بعد از ابتلاهايى بوده كه ابراهيم عليه السلام از آنان سرافراز بيرون آمده است و با توجه به آيات قرآن ابتلاهاى آن بزرگوار عبارت بود از درافتادن با قوم بتپرست و شكستن بتها كه قوم بتپرست او را به درون كوه آتش پرتاب كردند و آن بزرگوار با اعتماد بر خدا مقاومت كرد و به اراده خدا از اين ابتلا سرفراز نجات يافت. هجرت آن بزرگوار از وطن خويش براى حفظ كيش توحيد، رها كردن همسر و فرزندش به امر خدا در بيابان بىآب و علف، ساختن خانه كعبه به امر خدا و قربانى كردن تنها فرزند و ميوه دلش به امر خدا كه خداوند در قرآن آن را «بلا و امتحانى آشكار» «١» ناميده است و بعد از اين امتحانها به دريافت مقام «امامت» مفتخر شده است و همه اين امتحانها در زمان پيامبرى وى بوده است.
٣- كلمه «اماما» مفعول دومِ عامل خودش است و عاملش كلمه «جاعل» است. اسم فاعل نيز اگر بهمعناى گذشته باشد، عمل نمىكند و مفعول نمىگيرد، وقتى عمل مىكند كه يا بهمعناى حال باشد و يا آينده. بنابراين، جمله «انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً» بشارتى است به حضرت ابراهيم عليه السلام كه از حال يا آينده او را امام قرار مىدهد و خود اين جمله و بشارت، از راه وحى به او ابلاغ شده است. پس معلوم مىشود پيشاز اينكه اين بشارت به او برسد، پيامبر بوده كه اين وحى به او شده است. از اين رو، بهطور قطع امامتى كه بناست به او بدهند، غير از نبوّتى است كه در آن هنگام و پيش از آن داشته است.
امّا اين كه مراد از امامت حضرت ابراهيم عليه السلام چيست، پس از اين بيان مىشود.
١- امامت به اين معنا با شرافت و عظمتش تحقق نمىيابد، مگر توسط كسى كه به