امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٦

بنابراين دليل گزينش و انتخاب آدم عليه السلام براى خلافت الهى و ملاك شرافت او بر ملائكه، دريافت و تحمّل حقايق و معارف بلندى بود كه آدم عليه السلام به آنها دست يافت، ولى در حدّ توان و طاقت ملائكه نبود. تداوم خلافت تا قيامت‌ بدون شك، مقام خلافتى كه در آيه از سوى خداوند قرار داده شده، اختصاص به شخص آدم عليه السلام نداشته است؛ زيرا خداوند به‌طور مطلق فرمود: من مى‌خواهم در زمين خليفه قرار دهم و سخن ملائكه هم اين بود كه آيا در زمين كسى را قرار مى‌دهى كه فساد و خونريزى كند. خداوند نيز در پاسخ، سخن آنان را نفى نكرد و وقوع فساد توسط جنس آدم را تأييد كرد. ولى با تعليم اسماء به آدم نشان داد كه اگر چه آدم و ذريه او زمينه خونريزى و فساد دارند و اگرچه بعضى از آنها عملا هم خونريزى وفساد مى‌كنند ولى آنچه منظورازخلقت آدم است، اين وجهه و اين بعض نيستند، بلكه منظور از خلقت آدم، خلقت انسانهايى است كه در طول تاريخ حكايتگر جمال و جلال الهى باشند و بتوانند بالفعل حقايق متعالى جهان خلقت را متجلى سازند. بنا بر اين هدف خلقت وجود خليفةالله است و تا زمانى كه خليفةالله در روى زمين باشد، هدف محقق است و از يمن وجود او بقيه اجزاى خلقت حيات مى يابند و هرآن، كه خليفةالله نباشد، فلسفه خلقت منتفى است و همان آن، نظام خلقت از هم گسيخته خواهد شد. روايات نيز همين معنا را تأييد مى كند. از سوى ديگر، مسلّم است كه تمامى فرزندان آدم عليه السلام به اين مقام والا دست نمى‌يابند؛ زيرا وقتى فرشتگان لايق احراز مقام «خلافت الهى» نباشند، آيا انسان‌هاى فاسد ستمگر و خونريز لايق آنند؟ پس از يك سو، غرض اصلى آفرينشِ هستى و انسان، تحقق خلافت الهى در روى زمين بوده و بايد تا قيامت و پايان دنيا اين خليفه وجود داشته و در هيچ عصرى، زمين خالى از خليفه و حجّت الهى نباشد، وگرنه نقض غرض خواهد شد. تعيين خليفه نيز به‌دست خداست و مردم نمى‌توانند در آن دخالت كنند. از سوى ديگر، هر كسى شايستگى اين‌