امامت از ديدگاه عقل و نقل

امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٣

برخى گفته‌اند: مقصود آن است كه آدم عليه السلام و فرزندان او به عنوان جانشين موجوداتى از جنّ قرار داده شده‌اند كه پيش از آنان در زمين سكونت داشته و نابوده شده‌اند. «١» برخى ديگر احتمال داده‌اند كه مقصود جانشينى انسان از ملائكه است كه پيش از آن، در زمين ساكن بوده‌اند. «٢» احتمال ديگرى كه بهتر از همه به‌نظر مى‌رسد و با ظاهر آيه نيز سازگار است اين كه منظور از آن «خلافت الهى» و «جانشينى انسان از خدا در زمين» باشد؛ بدين معنا كه اراده خدا بر آن تعلّق گرفته تا در زمين خليفه‌اى براى خود قرار دهد كه مظهر اسما و صفات جمال و جلال او باشد، زمام زمين را به دست گيرد، با اجراى احكام الهى در راه عمران و آبادانى آن تلاش نمايد و واسطه رسيدن فيض حق به‌سوى خلق باشد. چنين موجودى همان حضرت آدم عليه السلام و پيامبران و اولياى الهى از نسل او عليهم السلام مى‌باشند كه مقام رهبرى بشريت و خلافت خدا در زمين را برعهده دارند. «٣» آنچه نظر اخير را تأييد مى‌كند عبارت است از: الف- اين‌كه خداوند به فرشتگان مى‌فرمايد: «من مى‌خواهم خليفه قرار دهم.» اين عبارت ظهور دارد بر اين كه خلافت از خودش مى‌باشد؛ زيرا در عرف نيز چنين است كه اگر حاكمى اعلان كند: من جانشين تعيين خواهم كرد، آنچه در ابتدا به ذهن مى‌رسد آن است كه مى‌خواهد به جاى خود، خليفه تعيين كند و اگر منظورش غير از اين باشد، آن را بيان مى‌كند. ب- وقتى كه خداوند خبر از آفرينش «خليفه» در زمين داد، فرشتگان با سؤالى مؤدّبانه گفتند: «آيا كسى را خليفه مى‌كنى كه فساد و خونريزى خواهد كرد؟ ما كه تو را تسبيح و تقديس مى‌كنيم.» اين سخن نشان از آن دارد كه آنان خود را بيشتر لايق مقام‌