امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٢
محتواى اجمالى آيه
آيات شريفه مزبور ابتدا با اشاره به آفرينش حضرت آدم عليه السلام، راز برترى او و برگزيدنش را به مقام خلافت، كه همان تعليم اسما باشد، برشمرده و با اثبات عدم آگاهى فرشتگان از آنچه آدم عليه السلام به آن علم پيدا كرده، حجّت را بر آنان تمام نموده، حكمت و علم الهى را نسبت به اسرار آفرينش و موجودات به اثبات رسانده است.
آنچه لازم است مورد بررسى قرار گيرد، ابتدا شناخت معناى «خلافت» و «تعليم اسما» است، سپس اينكه آيا «مقام خلافت» اختصاص به حضرت آدم عليه السلام داشته است يا اينكه در نسل و ذرّيّه او نيز تداوم دارد.
خلافت الهى
«خليفه» از ماده «خَلْف» و «خَلَفْ» بهمعناى پشت سر است و «خَلَفَ» بهمعناى پشت سر آمدن، جانشين شدن، عهدهدار گشتن كارى از جانب ديگرى و نيابت از او مىباشد. «١»
بنابراين، اصل خلافت، نخست براى جانشينى حسّى و نشستن چيزى در جاى چيز ديگر وضع شده و سپس در امور اعتبارى بهكار رفته است؛ يعنى، كسى كه مقامى اعتبارى دارد، به جانشين او در آن مقام «خليفه» گويند. گاهى نيز از اين وسيعتر در نظر گرفته مىشود. و به كسى كه در صفات و كمالات، حاكى از شخص بلندمرتبهاى است، خليفه آن شخص گويند. «٢»
با اين توجه، درباره مقصود آيه شريفه كه خداوند فرموده: «مىخواهم در زمين خليفه قرار دهم» احتمالاتى داده شده است: