امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٣
- با وجود اين اعضا و جوارح، از قلب بىنياز نيستى؟
- نه.
چه نيازى به قلب دارى، درحالىكه اعضا و جوارحت صحيح و سالم هستند؟
- فرزندم، هرگاه اعضاى بدن و حواس آن در چيزى كه مىبويد يا مىبيند يا مىچشد يا مىشنود، شك و ترديد كند، آن را به قلب ارجاع مىدهد تا يقين نمايد و شك و ترديدش برطرف شود.
- پس خدا، دل و قلب را براى رفع ترديد و اشتباه اعضا و حواس گذاشته است؟
- آرى.
- پس وجود قلب در بدن انسان ضرورى و لازم است و اگر نباشد براى اعضا و حواس يقين حاصل نمىشود؟
- آرى.
- اى ابا مروان (كنيه عمرو بن عبيد)، خداى تبارك و تعالى اعضا و جوارح تو را به حال خود رها نكرده و براى آنها امامى قرار داده تا صحيح را تشخيص دهد و بهوسيله آن، شك و ترديدش را به يقين برساند، چگونه اين همه انسانها را در سرگردانى و ترديد و اختلاف وامىگذارد و براى آنها امامى را كه در ترديد و سرگردانى خود به او رجوع كنند، قرار نداده است؟
هشام مىگويد: او ساكت شد و به من جوابى نداد. سپس به من توجه كرد و گفت: ...
«تو همان هشامى.» مرا در آغوش كشيد و در جاى خود نشانيد و تا من آنجا بودم، سخنى نگفت. «١»
٢- حكمت خداوند
با نگاهى به تاريخ گذشته انسان، اين اصل را به روشنى درمىيابيم كه هيچ دورهاى از تاريخ بشريت از آغاز تاكنون نبوده كه جامعهاى تشكيل شده باشد و بدون وجود رهبرى