امامت از ديدگاه عقل و نقل - کریمی، جعفر - الصفحة ١٠٤
كمالات (غير از نبوّت) با پيامبر مساوى بود و از اين جهت، به نفس پيامبر تعبير شده است. و شكى نيست كه پيامبر افضل مردم و مساوى ايشان نيز افضل مردم است. «١» مؤيد دلالت آيه مباهله بر افضليت على عليه السلام اين است كه آن حضرت در روز شورا، بر اهل شورا چنين احتجاج كرد:
«شما را به خدا، آيا در ميان شما نزديكترين خويشاوند به رسول خدا و كسى كه پيامبر او را نفس خود و فرزندانش را فرزندان خود و زنانش را زنان خود قرار داد، غير از من كسى هست؟» گفتند: نه، به خدا قسم. «٢»
ه- تعبير بهصورت جمع در كلمه «الكاذِبينَ» بيانگر اين است كه در هر يك از دو طرف، جمعى بوده كه در ادعا و دعوت شريك هم بودهاند. بنابراين، اهل بيت پيامبر نيز در ادعاى توحيد و بنده بودن عيسى عليه السلام با پيامبر شريك بودهاند؛ «٣» همچنين آوردن كلمه «نَجْعَلْ» بهجاى «نَسْأَلْ» اشاره بهاين است كه اين خواست، بهطور قطع، واقع خواهد شد.
بررسى يك شبهه
سؤال: چگونه الفاظ جمع (يعنى انْفُسَنا وَ نِسائَنا) در مفرد و «ابْنائَنا» در مورد تثنيه استعمال شده است؟
پاسخ: بين مصداق و مفهوم نبايد خلط كرد؛ زيرا منظور اين نيست كه معانى كلمات «انفس» «نساء» و «ابناء» على، فاطمه و حسنين عليهم السلام هستند، بلكه اين الفاظ در معناى خود، كه جمع است، استعمال شده، اما پيامبر صلى الله عليه و آله در مقام امتثال امر خداوند، مصداقى جز آنها را نيافت و پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواهد بگويد: «پروردگارا، من جز اينان (اهل بيت) كسى را نيافتم تا براى مباهله دعوت كنم.» «٤»