روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٢
رابطه ميان امارتهاى صليبى و ممالك خودشان پيوسته خوب نبود؛ و اغلب با يكديگر منازعه داشتند. رابطه صليبيها با امپراتورى بيزانس نيز دوستانه و مستمر نبود؛ گرچه امارت انطاكيه اغلب تابع امپراتورى بيزانس بود.
شايد آشكارترين تناقضها، تناقضى بود كه پس از شكست حمله صليبى دوم بروز كرد؛ و آن هنگامى بود كه كنراد، امپراتور آلمان، در ١٨ سپتامبر ١١٤٨ م عكا را به مقصد سالونيك ترك گفت و در راه به ميهمانى امپراتور بيزانس- مانويل- رفت. دو امپراتور بر ضد روجر، پادشاه سيسيل و همپيمانش لويى هفتم، پادشاه فرانسه، پيمانى را به امضا رساندند. پيمان آلمانى- بيزانسى نيز با ازدواج هنرى، دوك ادستريا- برادر كنراد- با دختر برادر امپراتور بيزانس، مانويل، به نام تئودورا «١» محكمتر شد. همزمان لويى هفتم هنگام ترك فلسطين در اوايل تابستان ١١٤٩ م در كالابريا فرود آمد و در آنجا مورد استقبال پادشاه سيسيل، روجر، قرار گرفت و براى مبارزه با فريبكارى و خيانت بيزانسيها با او همپيمان گرديد.
كاردينال نيودوين، پطرس ناسك و قديس برنارد، درصدد برآمدند تا رضايت كنراد را براى پشتيبانى از حملههاى صليبى جلب كنند و از او خواستند كه دست از دشمنى با پادشاهان فرانسه و سيسيل بردارد. اما او، پس از شكست در حمله پيشين از اينكه بار ديگر به دام افتد سر باز زد. به اين ترتيب مقاومتى كه به زيان مسلمانان تشكيل شده بود تغيير كرد و به زيان صليبيها در مشرق رقم خورد.
برخى از مورخان بر اين باورند كه برآورده نشدن مقاصد جنگ دوم صليبى، نقطه تحول تاريخ فرنگيان در مشرق زمين است. زيرا سقوط رُها مرحله نخست بيدارى اسلامى را كامل كرد و سودهايى كه نصيب مسلمانان شد با شكست سختى كه به حمله بزرگ آنان به منظور تحميل رياست فرنگيان بر سرزمينهاى اسلامى وارد آمد تكميل گرديد.