روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٢٦
پيشروى كرد «١» و آن را به محاصره درآورد اما به دليل كمى آذوقه ناچار گرديد در ١٥ تشرين اول (اكتبر) دست از محاصره بردارد.
از آنجا كه صحنههاى عملياتى تنها به درياى مديترانه محدود گرديد و راه جنگهاى غافلگيرانه تنها اين منطقه بود، سلطان سليمان اهتمام به منبع اين خطر را در اولويت كار خويش قرار داد.
او خيرالدين بارباروسا- ريش قرمز- را فراخواند و او را به عنوان درياسالار خويش تعيين كرد و با هزار سرباز ترك مجهز ساخت. خيرالدين در شكلگيرى قدرت عثمانى نقش قاطعى ايفا كرد و در همان حال از مغرب اسلامى در مقابل حملههاى اسپانيائيها و فرانسويها كه مسلمانان را از اندلس بيرون رانده (١٤٩٢ م) و پايگاههاى اسلامى را در مغرب مورد حمله قرار مىدادند، حمايت كرد.
غرب اين خطر را دريافت و معلوم شد كه هدف اين خطر جمهورى قبرس است. در نتيجه قبرسيها با اعزام هيئتى خواستار پشتيبانى غرب گرديدند. در اين دوران ناوگان ونيزيها در سواحل كريت يا اقريطش در رفت و آمد بود. پاپ پولس پنجم و فيليپ دوم پادشاه اسپانيا متقاعد شدند و ناوگانهاى خويش را در مه سال ١٥٧١ م گسيل داشتند. ناوگانهاى متحدين در بندر مسينا گرد آمدند و به فرماندهى دون جوان، پادشاه اتريش به تعقيب ناوگان عثمانى پرداختند. ناوگان عثمانى در خليج لبانتى (ناوباكتوس قديم در دهانه خليج كورنتوس) سرگرم پاسدارى بود و نيرويى متشكل از چهل كشتى جنگى به فرماندهى پاشاى الجزاير آن را پشتيبانى مىكرد. جنگ در ٧ اكتبر ١٥٧١ م درگرفت و ناوگانهاى متحد موفق شدند زيانهاى سنگينى به ناوگان عثمانى وارد آورند.
پس از آن امپراتورى عثمانى گرفتار پراكندگى داخلى گرديد و شورشهاى داخلى شعلهور شد.
بزرگترين اين شورشها، شورش جان بلاط، «جنبلاط»- كُرد- در سوريه و انقلاب فخرالدين معنى- دَرْزى- در لبنان بود كه انقلاب او از سال ١٦٠٣ م تا سال ١٦٣٥ م ادامه يافت. اين شورشها با آشفتگى حكومت مركزى همراه گرديد كه طى آن سلطان ابراهيم در ٨ آگوست سال ١٦٤٨ م