روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١٣
اول سخنى كه بر زبان آورد اين بود: «فقطع دابر القوم الكافرين والحمد للّه رب العالمين» (پس ريشه ستمكاران بركنده شد و سپاس خداى جهانيان را». آنگاه همه ستايشهاى قرآنى را ذكر كرد تا آنكه گفت: «سپاس خدايى را كه اسلام را به يارى خويش عزت مىبخشد و شرك را با قهرش خوار مىگرداند و امور را به فرمان خويش به گردش درمىآورد و نعمت را با سپاسگزارى افزون مىگرداند و كافران را با مكر خويش اندك اندك هلاك مىگرداند. كسى كه روزگار را دولتى پس از دولت قرار داد و با فضل خويش سرانجام را از آن پرهيزكاران گردانيد؛ و بر پرهيزكاران از بارانهاى نرم و سنگين خويش مىبارد. خدايى كه دين خويش را بر همه دينها پيروزى بخشيد. او كه بر بندگانش مسلط است و كس مانع او نگردد و بر آفريدگانش چيره است و كس با او منازعه نتواند كرد. به آنچه بخواهد فرمان مىدهد و كس ياراى بازگردندانش را ندارد. به آنچه بخواهد حكم مىكند و كس ياراى منع ندارد. او را مىستايم به خاطر پيروزى بخشيدن، چيره كردن و عزت بخشيدن دوستانش و يارى دادن ياورانش. خدايى كه بيتالمقدس را از پليدى و ناپاكى شرك پاك گردانيد. (او را مىستايم) ستايش كسى كه ستايش را در پيدا و پنهان احساس مىكند. و گواهى مىدهم كه خدايى نيست جز آن يگانه بىشريك، يگانه بىنياز، نه زاده و نه زاده شده و نه كسى همتاى اوست. گواهى كسى كه قلبش با توحيد پاكيزه گشته و خدايش بدان وسيله از او خوشنود گرديده. گواهى مىدهم كه محمد بنده و فرستاده اوست: برآورنده شكر و باطل كننده شرك و رد كننده دروغ، كسى كه از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد و از آنجا به آسمانهاى افراشته عروج كرد. نزد سدرةالمنتهى كه نزد آن جايگاه بهشتيان است. چشم خطا نكرده و از حد درنگذشت، و درود بر خليفه صديق و پيشى گيرنده به سوى ايمان و اميرالمؤمنين عمر بن خطاب. اول كسى كه شعار صليب را از اين خانه برچيد و بر اميرالمؤمنين عثمان بن عفان- ذى النورين- گردآورنده قرآن و بر اميرالمؤمنين على بن ابىطالب به لرزه درآورنده شرك و شكننده بتها و بر خاندان و ياران او و بر كسانى كه به نيكى از آنان پيروى كردند». «١»