روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٨٧
نيروهاى دشمن به «رنده» رفته، بر آنجا چيره گشتند و دژهايش را ويران ساختند. اما در يكى از دژهاى غرناطه در يك حمله غافلگيرانه شبانه جنگى سخت درگرفت و پس از يك درگيرى خونين مسلمانان پيروز گشتند. آنان غنايم و ابزار و آلات بسيارى به دست آوردند و همه را به دژ بردند. پس از آرامشى يك ماهه مسيحيان بار ديگر حمله را از سر گرفتند و دژهاى پيرامون غرناطه مثل قنبيل، مشاقر و لوز را تصرف كردند. دشمن كار را بر شهرهاى اسلامى سخت گرفت و به هر ناحيهاى كه روى آورد آن را بيچاره كرد و هر كجا رفت آن را به فرمان خود درآورد و تصرف كرد. سپس با نيروهاى خود دست به حيله زد و نزد ابوعبدالله كه در اسارتش بود فرستاد و او را لباس مناسب پوشاند و وعده داد كه كل خواستههايش را برآورده مىسازد و او را روانه بخش شرقى بسطه كرد. پس از دادن مال و نيرو به او وعده داده شد هر مسلمانى كه به فرمان وى درآيد و با وى بيعت كند، در حال آتشبس و صلح خواهد بود. سلطان ابوعبدالله به بلش رفت و آن را به فرمان خويش درآورد. در بازارها نداى صلح سر داده شد؛ و شياطين به نفع وى تبليغ كردند تا آنجا كه دامنه تبليغاتشان به بيازين، باشين و غرناطه نيز كشيده شد و برخى تبهكارانى كه دوستدار ايجاد تفرقه ميان مسلمانان بودند نيز از آنان پيروى كردند؛ «١» و همين امر موجبات پيروزى فرديناند را بر «لوشه» فراهم ساخت.