روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٨٥
حالى كه مردم مانند افراد مست خوابآلود بوده و آمادگى نداشتند، خانهها را غارت كردند.
گروهى كشته شدند و گروهى ديگر خانه و زندگى را رها كردند و گريختند و دشمن شهر و آنچه را در آن بود به تصرف خود درآورد. «١» در سال ٨٨٧ ه/ ١٤٨٢ م نيز اخبار پياپى رسيد كه حاكم قشتاله- فرديناند دوم- با سپاهى گران حركت كرده است. مردم غرناطه اجتماع كردند و در اين باره به گفت و گو نشستند.
فرديناند آهنگ «لوشه» كرد و به قصد ضميمه ساختن آنجا به «حمه» با عِدّه و عُدّه با آن جنگيد.
شمارى از مسلمانان به مسيحيان حمله كردند و هر كس را يافتند كشتند و شمارى از توپهاى بزرگ را گرفتند. به دنبال آن گروه ديگرى از اهل غرناطه آمدند و با مسيحيان جنگيدند، و آنان را ناگزير به بيرون رفتن از اردوگاه ساختد. پس از تصرف آنجا و چند نقطه ديگر، مسيحيان گريختند و آذوقه و ابزار و آلات سنگين فراوانى را از خود به جاى گذاشتند.
در همين روز (٢٧ جمادى الاولى ٨٨٧ ه)، دو اميرزاده يعنى ابوعبدالله محمد و ابوالحجاج يوسف از ترس اينكه پدرشان آنان را با اشاره سوگلى رومى (ثريا) بكشد،