روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٣
چنگيزخان نبود. او به زندگى انسان اهميت نمىداد و به دردها و مصايب بشرى توجهى نداشت. او در جنگهاى خويش ميليونها انسان بىگناه ساكن شهرها را كشت و ميليونها كشاورز شاهد نابودى و ويرانى مزارع و باغهاى خويش بودند.
اوگتاى در سال ١٢٢٧ م به جاى چنگيز نشست و در سال ١٢٣١ م سپاه مغول به فرماندهى چورماغان وارد ايران شد. او با استفاده از تجربههاى پيشين تهاجم مغول، بىهيچ مقاومتى خراسان و آذربايجان را درنورديد. جلالالدين گريخت و اندكى بعد در هالهاى از ابهام در كردستان مرد و چورماغان همه شمال ايران و آذربايجان را ضميمه امپراتورى مغول كرد.
در سال ١٢٣٦، سپاه مغولى عظيمى به فرماندهى باتو پسر جوجى كه جلگههاى شمال درياچه آرال را در تصرف خود داشت بسيج گرديد. دو برادر و چهار پسر عموى باتو يعنى كيوك و غازان، پسران اگتاى؛ بيدار، پسر جغتاى، و مونك، پسر تولوى، وى را همراهى مىكردند. اما فرمانده «سابوتاى» با توجه به سالمندتر بودن از ديگران رئيس ستاد جنگ سپاه بود.
در سال ١٢٣٧ م مغولان شهرهاى واقع بر ساحل رود ولگا را نابود ساختند. سپس كولومانا را اشغال كرده ساكنانش را نابود ساختند. در سال ١٢٣٨ م مغولان به شهر بزرگ ولاديمير حمله كردند و به دنبال آن بر شهرهاى ميانى روسيه مانند مسكو، يوريف، گاليش، بريسلاو، روستو و ياروسلاو چيره گشتند.
در سال ١٢٤٠ م ارتش مغولان به فرماندهى باتو اوكراين را ويران ساخت و بر شهرهاى چرنيگوف، پرايسلاول و كِيِف چيره گرديد. سپس رهسپار لهستان گرديد. او ساندوميرو را ويران ساخت و ارتش متحد آلمان را در واهلشتات درهم كوبيد. سپس با تووسابوتاى عازم گاليسيا شدند و ارتش مجار را درهم كوبيدند. آن دو پس از عبور از مجارستان مغولان را به سوى كرواسى هدايت كردند. در اين فاصله خان بزرگ، اوگتاى، در روز ١١ دسامبر ١٢٤١ م در قراقورم مرد.
در چنين شرايطى لازم بود كه رهبران و فرماندهان جهان مسيحى در غرب عمليات مشتركى را براى مقابله با تهديد مغول به اجرا درآورند. هنگامى كه چورماغان در سال ١٢٣٢ م خوارزمشاهيان را از ميان برداشت و پايگاه فرماندهى حشيشيها (اسماعيليان) را در كوههاى الموت ايران در معرض تهديد قرار داد، حشيشيها فرستادگانى را به اروپا اعزام