روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٤
و او را بر تخت نشاند. رومانوس كه سربازى سلحشور و مردى ميهنپرست بود، دريافت كه براى حفظ امپراتورى پيش از هر چيز بايد دست به كار بازپسگيرى ارمنستان شود. از اين رو به سازماندهى دوباره ارتشى پرداخت كه شصت هزار نيروى سواره نظام قوى در اختيار داشت و مأموريتش يعنى مقابله با تهاجمهايى كه از سوى شام صورت مىگرفت، ناتمام مانده بود. نيروى ديگرى كه او سازمان داد گارد امپراتورى بود كه از ميان بهترين جوانان آسياى صغير به سربازى گرفته مىشدند و آموزشهاى بسيار سخت و طاقتفرسا مىديدند. اما پيكره اصلى ارتش را نيروهاى مزدور بيگانه تشكيل مىدادند؛ و از جمله نيروهاى زير بودند:
نيروهاى شمالى شامل اسكانديناويان، نورمانها و فرانكهاى غرب اروپا؛ اسلاوهاى شمال، تركهاى دشتهاى جنوبى روسيه و نيز پشنگها، كومانها و غُزان.
نيمى از سپاه صد هزار نفرى «١» رومانوس را بيزانسيها تشكيل مىدادند. تركها نيز به دليل فراوانى شمارشان جداى از ديگر نژادها سازماندهى شدند و رياست آنها را ژوزف تاركانيوتس «٢» تركنژاد بر عهده گرفت.
فرماندهى سوارهنظام زره پوشيده- شامل فرانكها و نورمانها- به «روسل بايلويل» «٣» نورمانى سپرده شد، در حالى كه فرماندهى بيزانسيها را برادرزاده امپراتور فقيد آندرونيكوس دوكاس «٤» عهدهدار گرديد.
امپراتور «رومانوس ديوجان» پس از كسب آمادگيهاى لازم، همراه سپاه خويش پايتخت كشورش «قسطنطنيه» را به سوى ارمنستان ترك گفت. اما هنوز پايتخت را ترك نگفته بود كه