روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٢
ميافارقين چيره گشت. كشتار وحشتناكى از مسلمان به راه افتاد و هيچ كس از آنان زنده نماند.
آنان كامل را در معرض آزار و شكنجه قرار دادند و وادار كردند گوشت بدنش را خورد تا مرد.
هولاكو در رأس بخش عمده سپاه خود، در اوايل سال ١٢٦٠ م، به حلب رسيد و آن را در محاصره قرار داد. چون محافظان شهر از تسليم سر باز زدند در ١٨ كانون دوم (ژانويه) ١٢٦٠ م تصميم حمله به شهر را گرفت. تورانشاه، عموى ناصر يوسف، در دفاع از شهر دلاوريهاى فراوان كرد، اما ديوارهاى شهر پس از آنكه شش روز متوالى در معرض پرتاب منجنيقها قرار گرفت فرو ريخت و مغولان به داخل شهر سرازير گشتند. حوادث حلب نيز همانند رويدادهاى ديگرجاها بود: مسلمانان در معرض كشتار قرار گرفتند و به مسيحيان هيچ گونه گزندى نرسيد. دژ حلب مدت چهار هفته ديگر نيز به فرماندهى تورانشاه به مقاومت ادامه داد. پس از سقوط شهر هولاكو از خود دلسوزى دور از انتظارى نشان داد و به دليل كهنسالى و شجاعت تورانشاه از قتل او درگذشت. همان بلايى كه بر سر بغداد آمد بر سر حلب نيز آمد.
شهر ويران شد و غارت گرديد. شهر حارِمْ نيز به سرنوشت حلب دچار شد.
به پاداش كمكهايى كه دو امارت ارمنستان و انطاكيه به سپاه مغول كرده بودند، هولاكو به همپيمانان ارمنى و انطاكيهاى خود اجازه داد تا برخى نواحى و شهرهاى ديگر را ضميمه قلمرو خود كنند.
الناصر يوسف كه توان ايستادگى در برابر مغولان را در خود نديد، تصميم گرفت از شهر دست بكشد و به مصر برود. در اول مارس ١٢٦٠ فرمانده مغول كيدبوقا در رأس سپاهى به همراه پادشاه ارمنستان و پادشاه انطاكيه وارد دمشق گرديد. ساكنان پايتخت (امويها) براى نخستين بار (طى شش سده) شاهد بودند كه سه امير مسيحى سوار بر اسب با ملازمانشان خيابانهاى شهر را درمىنوردند. اما دژ دمشق پس از چند هفته ايستادگى در مقابل جنگجويان، سرانجام در ٦ آوريل ١٢٦٠ م سر تسليم فرود آورد.
با سقوط سه شهر بزرگ بغداد، حلب و دمشق به نظر آمد كه كار اسلام در سرزمينهاى اسلامى به پايان رسيده است. مسلمانان براى نخستين بار پس از ظهور اسلام در شام شكست خوردند؛ و در آتش انتقام مىسوختند. كيدبوقا در طول فصل بهار سال ١٢٦٠ م دستههايى از سپاهش را فرستاد و نابلس و غزه را به اشغال درآورد، اما به خود بيتالمقدس نرسيد. اين در حالى بود كه نيروهاى مغول از درگيرى با امارتهاى فرنگى صليبى خوددارى مىورزيدند.