روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٤٦
٢. بيزانسيها مىتوانستند از موقعيت دريايى خود به عنوان فرصتى حياتى در مقابل موقعيت حياتى زمينى مسلمانان در سرزمين شام و مصر استفاده كنند.
بر اين اساس امپراتورى بيزانس خود را با شرايط جديد تطبيق داد و قوانين سياسى و استراتژيهاى تازهاى وضع كرد كه مهمترينشان اينها بود:
١. تضعيف تدريجى قدرت اعراب مسلمان با درگيريهاى مستمر مرزى.
٢. استفاده از نيروى دريايى براى تهديد شهرها و سواحل.
٣. تضعيف مستمر روند سازندگى جامعه اسلامى با اتكا به «طرفداران روم» در سرزمينهاى فتح شده به دست مسلمانان.
در اين باره شواهد فراوانى وجود دارد كه مهمترينشان- در اين دوره- شورش ويرانگر ساكنان اسكندريه، كمك آنان به لنگراندازى كشتيهاى نظامى رومى در سال ٢٥ و تجديد فتح دوم اسكندريه بوده است. اما در عرصه عمليات شام شورش قبايل عربى طرفدار روم مثل قبيله ايادبن نزار» بود كه به تهاجم فراگير در سال ١٧ ه انجاميد و دامنهاش تا شهر حمص نيز كشيده شد.
با آنكه اعراب موفق شدند با اين اعمال خصمانه مقابله كنند و زيانهاى سنگينى به روميان وارد سازند. با وجود اين امنيت شهرهاى تازه گشوده شده مورد تهديد بود و سازندگى داخلى به تأخير مىافتاد؛ به علاوه اينكه نيازمند تخصيص تلاش اضافى نيز بود.
فرماندهى بيزانس در سازماندهى عملياتهاى زمينى- دريايى تجربه فراوان داشت و مىدانست كه با ملتهاى محارب چگونه رفتار متقابل داشته باشد. (مانند رفتارى كه در قبال تهاجم