روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٢
با مسيحيان و مسلمانان هر دو بجنگند. ابن مردنيش با مشاهده درگيرى آن دو با مسيحيان، منطقه را ترك گفت. از آن سو مسيحيان پنداشتند كه دليل كوچيدن ابن مردنيش رسيدن كمك به مسلمانان بوده است. پس از در صلح درآمدند و موحدون وارد شهر ويران و ناتوان مريه گرديدند.
نصاراى شمال مسلمانان متفرق را زير سلطه داشتند. از آنها به زور جريمه و ماليات مىگرفتند و در سرنوشت آنان دخالت مىكردند- حتى در اميرنشينهاى مستقلى كه به وسيله طرفدارانشان اداره مىشد نيز اين دخالت وجود داشت.- اين امر روحيه جنگى مسلمانان را ضعيف كرد. هرگاه كه اميرنشينهاى شمالى مسلمانان را قدرتمند احساس مىكردند با آنان پيمان صلح امضا مىكردند، ولى از اين پيمان در راستاى آماده شدن براى جنگ بعدى و افزايش نيروهايشان استفاده مىكردند، در حالى كه مسلمانان به جنگ داخلى سرگرم و روز به روز ضعيفتر مىگشتند. «١» به روشنى پيداست كه جنگ در دوره اخير صورت تازهاى به خود گرفت و زير تأثير عامل خارجى جديد يعنى مسلمانان مغرب- مرابطون و بعد موحدون- قرار گرفت. اما مسلمانان اندلس اين عامل تازه را نپذيرفتند و در درگيريهايى ميان خود و يا بر ضد مسلمانان مغرب، با نصارا همدست مىشدند.
برافتادن ملوك الطوايف به ويژه معتمد بن عباد، برآينده نيروها آثارى منفى داشت. برخى مراكز اسلامى قدرت در اندلس از همكارى با مسلمانان مغرب بيمناك بودند و همكارى با مسيحيان شمال را ترجيح مىدادند. گرچه اين عمل در كوتاه مدت به نفع آنان تمام مىشد، اما در درازمدت تضعيف توان نظامى مسلمانان را به همراه داشت. موضعگيرى عامه مسلمانان اندلس درست بود و همكارى با مسلمانان مغرب را بر مسحيان شمال ترجيح مىدادند. اما