روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٦
ده هزار نفرى روسها برخوردند. در جنگى كه ميان طرفين درگرفت روسها شكست خوردند.
فرماندهشان به اسارت درآمده نزد سلطان برده شد. پس از گردآورى غنايم آلبآرسلان آنها را نزد نظامالملك فرستاد و از او خواست كه به بغداد اعزامشان كند. چون دو سپاه به يكديگر نزديك شدند، سلطان پيكى نزد امپراتور روم فرستاد و خواستار آتشبس شد؛ و او پاسخ داد:
«متاركهاى جز در رى، در كار نخواهد بود!» «١» سلطان از اين پيشآمد ناراحت شد، ولى پيشنماز و فقيه او يعنى ابونصر محمد بن عبدالملك بخارى حنفى به وى گفت: «تو در راه دينى مىجنگى كه خداوند وعده پيروزى و چيره ساختن آن بر ديگر اديان را داده است.
اميدوارم كه خداوند اين پيروزى را به نام تو رقم زده باشد. بعد از ظهر روز جمعه كه خطيبان بر منبر هستند به آنان حمله كن. اينان براى پيروزى مجاهدان دعا مىكنند و دعا بااجابت همراه است».
رومانوس پس از آگاهى بر نزديكى سپاه اسلامى، نيروهايش را گردآورد و در يك حركت نيرنگآميز با انحراف به سوى جنوب غربى، كوشيد تا پيش از آنكه مورد حمله آلبارسلان قرار گيرد، به پيشقراولان سپاه خويش بپيوندد. اما از انجام تدابير احتياطى غافل ماند و عناصر شناسايى را به مسافتهاى دور نفرستاد و از اينكه فاصلهاش با دشمن بسيار اندك بود غافل شد؛ و در ظهر روز جمعه (نوزدهم آگوست سال ١٠٧١) در حال فرود آمدن در دشت ميان راه خلاط، از سوى آلبارسلان مورد حمله قرار گرفت. «٢»