روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠١
درگيرى امويان اندلس و عباسيان بغداد از سويى و ميان بيزانسيها و كارولنجيان از سوى ديگر، منجر به پيدايش محورهايى متضاد گرديد. محور نخست دوستى ميان بغداد و كارولنژيان «١» و محور دوم دوستى قرطبه- قسطنطنيه بود.
در همين چارچوب شارلمانى اهتمام ويژهاى به اماكن مقدس نشان داد و كليساى غربى (رُم) نيز از اين اهتمام استقبال كرد. هارونالرشيد نيز با تلاشهاى همپيمان خود، شارلمانى، براى ايجاد مؤسسههايى در بيتالمقدس يا فرستادن صدقات به كليساى قيامت مخالفتى نكرد. به اين ترتيب براى مدتى شارلمانى به اعتبار اينكه پادشاهى است كه قدرت حمايت از ارتدوكسها را در فلسطين دارد، جاى امپراتور بيزانس را گرفت. ارتدوكسها نيز براى قدردانى از احسان وى آنچه از مظاهر افتخار در اختيار داشتند براى وى فرستادند.
اما در دوره جانشينان شارلمانى كارولنژيان شكست خوردند و بيزانس بار ديگر قدرت گرفت و به دوران اقتدار فرنگيان پايان داده شد. از اين پس ديگر يادى از فرنگيان نيست مگر ميهمانسراهايى كه به وسيله شارل ساخته شد، اقدامهايى كه منجر به برپايى شعاير دينى در كليساى لاتينى سن مارى گرديد و نيز در مورد راهبههاى لاتينى كه اقدام به خدمت در كليساى قيامت كردند. اما اين رويدادها در غرب فراموش نگرديد چون در مورد اين رويداد افسانههاى زيادى شايع شد. مردم گمان مىكردند كه شارلمانى حامى شرعى اماكن مقدس بوده است، حتى شايع شد كه خود شارلمانى از آن مناطق ديدار كرده است. به اين ترتيب براى نسلهاى آينده فرنگيان حق حكومت بر بيتالمقدس به رسميت شناخته شد.
امپراتورى بيزانس پس از سه قرن از فتح اسلامى، پرچم دفاع از مسيحيت را برافراشت؛ و اين در هنگامى بود كه امپراتور نقفور فوكاس خود، فرماندهى ارتش بيزانس را براى جنگ با مسلمانان بر عهده گرفت. او در سال ٩٦١ م بر جزيره كِرِتْ و در سال ٩٦٢ م بر زربه و مرعش چيره گرديد. نقفور در سال ٩٦٦ م به منطقه ميانى رودخانه فرات حمله كرد تا ارتباط ميان حلب و موصل را قطع كند.