روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٥٠
نيروهاى صحرا سررسيدند. نخستين كس از فرماندهان ابن تاشفين كه خود را به ابن عباد رساند «داود بن عايشه» بود. او دلاورى شجاع و نيرومند روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى ٥٤ ٤. نتايج نبرد و درسهاى آن ص : ٥٢ بود و با آمدن وى اندوه از چهره ابن عباد زدوده شد. به دنبال آن يوسف رسيد كه صداى طبلهايش به آسمان بلند بود. آلفونسو با ديدن يوسف با همه نيروهايش به وى حملهور گرديد. سلطان يوسف نيز به مقابله با او برخاست و با نيروهاى زيرفرمانش وى را به اردوگاهش بازپس زد. نيروهاى ابنعباد گرد آمدند، بوى پيروزى به مشامش رسيد و مژده يارى شنيد.
جنگ بسيار سختى بود. پرچم پيروزى چندين بار ميان دو طرف دست به دست گشت.
نيروهاى آلفونسو ميان پتك ابنعباد و سندان ابن تاشفين به جنگ پرداختند. آنگاه همگى جانانه حمله كردند به طورى كه زمين در زير سم ستوران به لرزه درآمد. روز روشن از شدت گرد و غبار به شب تاريك مبدل شد. اسبها در خون فرو رفتند و هر دو طرف به سختى در جنگ شكيبايى ورزيدند. آنگاه ابن عباد نزد يوسف بازگشت و همراه وى پيروزمندانه حمله كرد. آن دسته از ياران ابن عباد كه گريخته بودند با ديدن درگيرى طرفين باز گشته و سخت حمله كردند. آلفونسو خود به ميدان آمد و شكست خورده پا به فرار نهاد. او از ناحيه ران چنان ضربتى خورده بود كه براى همه عمر مىلنگيد. «١» لشكريان آلفونسو پا به فرار نهادند.
آنان پشت به ميدان جنگ كردند و شمشير و نيزه بود كه آنان را از پاى درمىآورد؛ تا آنكه به پشتهاى بلند رسيدند و به آنجا پناه بردند و سپاه، آنان را در محاصره گرفت.
پانصد سوار زخمى پيرامون آلفونسو گرد آمدند؛ و ديگر يارانشان همه يا به قتل رسيده و يا به اسارت درآمده بودند. مسلمانان از سرهاى دشمن مناره ساخته و روى آن اذان مىگفتند.