روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٤٩
ابن قصيره سوى معتمد بازگشت و در سحرگاه روز جمعه، نيمه رجب ٤٧٩ ه، به او رسيد. با رسيدن او سپاهيان طاغيه «١» يك باره سر رسيدند و ابن عباد چنان شُكّه شد كه همه آرزوهايش را از دست رفته ديد. آلفونس با همه قوا به او حمله كرد و از همه سو در محاصره قرار داد. جنگ سختى درگرفت و شمار بسيارى از سپاه ابنعباد كشته شدند. ابن عباد خود بيش از ديگران در كار جنگ پاى فشرد. سلطان يوسف كه مراقب اوضاع مسير بود كند پيش مىرفت. جنگ بر او فشار مىآورد و كار بر او و همه همراهانش سخت گرديد. كندروى صحراويون موجب افزايش بدگمانىها شد. شمارى از ياران ابنعباد و از آن جمله پسرش، عبداله، گريختند و او خود چندين زخم برداشت. بر سر او چنان ضربتى نواختند كه فرقش را شكافت و به گيجگاهش رسيد. دست راست او زخمى شد و از يك پهلو مورد اصابت شمشير قرار گرفت. سه اسب در زير پايش پى شدند. هر اسبى كه هلاك مىشد، اسب ديگرى برايش مىآوردند. او با مرگ دست و پنجه نرم مىكرد و از چپ و راست شمشير مىزد. «٢» در لحظهاى چنان دشوار كه جانها به لب رسيده و چشمها جايى را نمىديد، پيش قراولان