روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٣٩
پاپ ژان دهم و دربار قسطنطنيه در سال ٩١٥ م در صدد برآمدند تا با تشكيل جبهه متحدى از حاكمان مسيحى، مسلمانان را از دژ آنان در بالاى كوه گاريگليانو بيرون برانند. در سال ٩٤١ م بيزانسيها از هيو، امير پرووانس، براى حمله به دژ مزيوس (فريگوس) يارى گرفتند، اما اين حمله به شكست انجاميد و دژ در دست مسلمانان باقى ماند؛ تا آنكه اميران پرووانسى و ايتالياييها براى بيرون راندن مسلمانان از دژ فريگوس در سال ٩٧٢ م همدست گرديدند.
اما اين اتحادهاى محلى پراكنده و مقطعى بود؛ و به سازماندهى و تلاش بيشتر نياز داشت.
جايى كه بيش از ديگران چنين نيازى را احساس مىكرد رُم بود، به ويژه پس از آنكه مسلمانان در سال ٨٤٦ م خود آن شهر را مورد حمله قرار داده و به كليساى قديس پطرس رسيدند. كار هدايت نيروها و تنظيم همكاريها در اين دوره با صومعه بزرگ كلونى بود كه رياست دو تن بر آن مدت ١١٥ سال به درازا كشيد. آن دو يكى اديلو بود كه رياست آن را به سال ٩٩٤ م به عهده گرفت و در سال ١٠٤٨ م مرد و ديگرى جانشين وى، هيو، بود كه تا سال ١١٠٩ م زنده بود. وى به انجام يك ضد حمله بزرگ بر ضد مسلمانان در اسپانيا اهتمام ويژهاى ورزيد. فرماندهى اين ضد حمله با پادشاه ناوار به نام سانكو يا سانشوى سوم معروف به سانشوى بزرگ بود.
سانشو در صدد تشكيل اتحاديهاى از حكمرانان مسيحى بر ضد مسلمانان برآمد. به اين منظور از دوستان خود يعنى پادشاه ليون و قشتاله درخواست كمك كرد. او همچنين ويليام، دوك گسكونيا را همپيمانى غيرتمند يافت. اما روبرت، پادشاه فرانسه، تقاضاى وى را نپذيرفت. هر چند كه اين تلاشها نتيجه مهمى به بار نياورد، ولى صومعه كلونى همچنان به آسايش و سلامت زايران اهتمام به خرج مىداد؛ و پيوسته مىكوشيد تا نشان دهد كه وجودش براى تضمين امنيت راه منتهى به كومپستل براى زايران و حفاظت از اسپانياى مسيحى اهميت دارد.
گويا معبد كلونى در پيشروى روجر توسنى «١» اهل نورماندى تأثيرگذار بود؛ و اين پس از آن بود كه نورمانها از خود شور و اشتياق به ماجراجويى نشان دادند و در سال ١٠١٨ اقدام به همكارى با ايرسلنده، «٢» كونتيسه برشلونه، در رويارويى با مسلمانان كردند. در روزگار سانشو