روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٣٨
آلفونسو گرديد. وى به سوى طليطله پيش رفت و هر آنچه پيرامون شهر بود نابود ساخت و آن را از حومه جدا كرد. امير طليطله القادر باللَّه پسر مأمون بن يحيى بن ذىالنّون با اطمينان از عهد و پيمانهايى كه الفونس با وى بسته بود، به جاى مقابله با خطر به ساختن قصرى كه بناى آن به وسيله مأمون آغاز شده بود پرداخت. «١» محاصره طليطله مدت هفت سال به طول انجاميد و هيچ يك از فرماندهان اسلامى براى پشتيبانى از مردم يا برداشتن محاصره از شهر اقدامى نكردند تا آنكه در نيمه محرم سال ٤٨٧ ه. دشمن ناگهان وارد شهر گرديد. سقوط طليطله بازتاب بسيار گستردهاى داشت و مسلمانان سراسر اندلس به انگيزش درآمدند.» ب. اوضاع در جبهه مسيحيان شمال مسيحيان غربى به داشتن تعصب مشهور بودند و آن تسامح و احساس امنيت و طمأنينه مشهور بيزانسىها را نداشتند. آنان به مسيحى بودنشان افتخار كرده خود را وارث رم مىپنداشتند، ولى در عين حال مىدانستند كه تمدن اسلامى در جنبههاى گوناگون بر تمدنشان برترى دارد.
چرا كه مسلمانان بر غرب درياى مديترانه از قطالونيا تا تونس چيره بودند. نيروى دريايى مسلمانان بر راههاى دريايى سلطه داشتند و شهرها را مورد حمله قرار مىدادند؛ و در ايتاليا و پرووانس دژهايى براى خودشان ساخته بودند.