روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٧
رومانوس با شجاعت هر چه تمام وارد ميدان نبرد گرديد و سپاه خويش را با كمال شايستگى فرماندهى كرد، اما برترى نيروى جنگى و روحيه معنوى مسلمانان موجب پيروزى آنان گرديد. آندرونيكوس دوكاس با مشاهده اين كه نتيجه جنگ به زيان بيزانسيها رقم خورده است و پايتخت،- قسطنطنيه-، به دليل نداشتن نيروى مدافع در معرض تهديد قرار گرفته، همراه نيروهاى زير فرمان خويش عقبنشينى كرد و آنان را به سوى غرب حركت داد.
منابع بيزانسى يادآور شدهاند كه سلاجقه كومان شب پيش، از سپاه روم گريختند و به سپاه آلبارسلان پيوستند، زيرا آنها نيز ترك بودند. با آنكه چنين امرى ممكن است، ولى عامل سرنوشتسازى در روند اوضاع به شمار نمىرود.
به هر حال، اوضاع به زيان بيزانسيها رقم خورد و جنازه كشتگانشان ميدان نبرد را پوشانده بود. اندكى بعد خود امپراتور از سوى مسلمانان جراحت برداشت، ولى كشنده نبود.
سپس به اسارت سربازى درآمد كه چون وى را نمىشناخت قصد كشتن او را داشت. در اين حال يكى از اعضاى گارد امپراتورى بيزانس سر رسيد و او را معرفى كرد و آن سرباز را از كشتن وى بازداشت. «١» امپراتور را به چادر آلبارسلان بردند. در گفت و گوى سلطان با او مقرر شد كه امپراتور در مقابل تعهدات زير آزاد گردد: پرداخت سربهايى معادل ٠٠٠، ٥٠٠، ١ دينار، اعزام سپاهيان روم در صورت درخواست آلبارسلان و آزاد ساختن همه اسيران مسلمان در روم، مدت