روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٥٣
در سال ١٢٦٣ م پادشاه «هيو» حكومت قبرس را به دست گرفت و در دوران او دو مملكت قبرس و عكا متحد گرديد و مملكت قبرس مسئول پشتيبانى از عكا، آخرين دژ صليبيها در مشرق اسلامى شد. به اين ترتيب هنگامى كه ظاهر بايبرس در سال ١٢٦٥ م آماده حمله به عكا گشت، پادشاه قبرس به عكا كمك فرستاد. خود او نيز براى فرماندهى حمله به الجليل به عكا رفت، اما شكست خورد. پس از بروز تحول چشمگير در جنگهاى زمينى بايبرس بر ضد صليبيها در شام، وى با شنيدن اين كه پادشاه قبرس عكا را به مقصد قلمرو خود ترك گفته ناوگانى متشكل از هفده كشتى را براى حمله به قبرس اعزام داشت. ناوگانهايش ناگهانى در مقابل ليماسول آشكار شدند. به رغم دست نيافتن به نتايجى قطعى و وارد آمدن زيانهاى سنگينى بر نيروى درياى مصر، اين عمليات ثابت كرد كه اوضاع به طور كامل به سود مسلمانان تغيير يافته است.
پس از آزادسازى عكا در ١٢٩١ م و خروج هميشگى صليبيها از فلسطين «مملكت قبرس تنها حكومت مسيحى بود كه اهتمام خود به سرزمين مقدس را چند برابر كرد. چندين نسل بعد از پادشاهانى كه در نيكوزيا جشن تاجگذارى حكومت بر قبرس را برپا مىكردند، مىكوشيدند تا در فاموگوستا، نزديكترين شهر به مملكت از دست رفته خود، تاج بيتالمقدس را نيز بر سر بگذارند. علاوه بر اين ساحل سوريه نيز براى قبرس از اهميت استراتژيك فراوان برخوردار بود. از اين رو ملك الاشرف، خليل (آزادكننده عكا)، تصميم به فتح قبرس گرفت. او فرمان ساخت صد كشتى را صادر كرد و پيوسته ندا مىداد «قبرس، قبرس، قبرس»، اما تهديد مغولان او را از اجراى اهدافش باز داشت». «١» چون پطرس يكم در قبرس به حكومت رسيد (سال ١٣٥٩ م)، همه همت خويش را براى آفريدن حماسهاى جديد به منظور برپايى جنگى صليبى صرف كرد. اودر نهايت توانست نيروى عظيمى را از سراسر اروپا بسيج و سازماندهى كند. ١٠٨ كشتى قبرسى و چند كشتى ديگر كه مجموع آنها به بيش از ١٦٥ كشتى از انواع گوناگون مىرسيد وظيفه حمل نيروها را بر عهده داشت. فرماندهى اين نيروها با خود پادشاه قبرس بود؛ كه در ٩ اكتبر ١٣٦٥ م به اسكندريه رسيدند. با آنكه اين حمله بيش از چند روز و كمتر از يك هفته به طول نينجاميد، چنان در اسكندريه نابود شد كه شرح آن امكانپذير نيست.