روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٢٧
خلع شد و ده روز بعد خفه گرديد. وانگهى ديگر از آن شخصيتهاى نيرومندى كه در مرحله تشكيل دولت در طول مدت حدود سيصد سال ظهور كرده بودند، خبرى نبود.
ب. وضعيت در جبهه غرب مردم ونيز و مجارها به تحريك بر ضد امپراتورى عثمانى ادامه دادند. علاوه بر مراكزى كه در ايران تشكيل شد، مركز جديدى در كوههاى «قفقاز» كار هدايت تهديد بر ضد امپراتورى عثمانى را عهدهدار گرديد. مردم ونيز پس از نوميدى از كمكهاى لازم غرب با پادشاه ايران «طهماسب» ارتباط برقرار كرده وى را بر ضد عثمانيها تحريك كردند.
امپراتورى عثمانى لزوماً بايد در همه جبهههاى داخلى و خارجى مىجنگيد. عثمانيها در سال ١٥٧٧ م كوههاى قفقاز را مورد حمله قرار داده تفليس را گشودند. در سال ١٥٧٩ م دژ پراهميتى را براى استقرار در اين منطقه بنا كردند. اما موفق به كشاندن ميدان جنگ به داخل ايران و جداسازى تبريز- پايتخت پيشين ايران تا ١٥٨٥ م- نگشتند؛ و با امضاى صلحى با وارثان «طهماسب بن اسماعيل» (درگذشت ١٥٧٦ م) جنگ پايان يافت.
به اين ترتيب عثمانيها جاى پاى خود را در جنوب روسيه مستحكم كردند و آن را مركز حملههاى خود بر ضد سرزمين كَرْج در سالهاى ١٥٨١ م و ١٥٨٣ م قرار دادند. همين طور بروز آشوب ميان ساكنان قفقاز به آنان فرصت داد تا در امور لهستان دخالت كنند. پادشاه لهستان «استفان پانورى» و پس از او سيگسموند از سال ١٥٨٧ م تبعه پادشاه عثمانى به شمار مىآمدند.
به رغم توقف جنگ- به موجب پيمان صلح ١٥٨٣ م- اخگر آن زير خاكستر باقى ماند و با درگيريهاى مداوم در مرزهاى اتريش جرقه مىزد تا آنكه ده سال بعد شعلهور گرديد. حاكم بوسنى در حمله ژوئيه سال ١٥٩٣ م خود به سرزمين مجارها به طرز وحشتناكى شكست خورد؛ و براى پاك كردن اين لكه ننگ چارهاى جز برپايى يك جنگ بزرگ وجود نداشت. اما سلطان مراد سوم در ١٦ ژوئن سال ١٥٩٥ م مرد. سال بعد سلطان جديد، محمد سوم، نيروهايش را رهبرى كرد تا در نخستين پيروزى خود در اين جنگ، يعنى پيروزى بر سپاه خاندان هابسبورگ در آكرى، شركت جويد. اما پس از آن كار جنگ به كندى پيش مىرفت و پس از درگذشت محمد در سال ١٦٠٣ م و به تخت نشستن پسرش احمد، همچنان استمرار يافت. واقعيت اين است كه تا پيوستن رئيس مجارى «پوكسكاى»، پس از منصوب گشتن به امارت درترانسلوانيا، به عثمانيها