نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٨٧
عدن و هندوستان آمده بود، دست يافتند و همه را به غنيمت گرفتند. گروهى نيز از آب برآمدند و يك كاروان عظيم بى دفاع را كه از وادى نيل مىآمد، غارت كردند. يغماگران از عيذاب به ساحل عربستان رفتند و بعد از آتش افكندن در باراندازهاى «الحوراء» و «ينبع»،- بنادر مدينه- تا الرابغ، يكى از بنادر مكّه-، نفوذ كردند و در نزديكى آن، سفينهاى حامل زوّار را كه رهسپار جدّه بود، به قعر آب فرستادند.
عالم اسلام تكان خورد. حتى اميران موصل و حلب كه در برابر صلاح الدين دست در دامن فرنگان زده بودند، از دوستى با قومى كه چنان بى پروا به حريم مقدسات دينى ايشان تجاوز كرده بود، ننگ مىداشتند. ملك العادل، برادر صلاح الدين و حكمران وقت مصر، در دم به پا خاست و حسام الدين لؤلؤ، درياسالارمصرى، را با ناوگانى مملو از دريا نوردان مغربى شمال آفريقا مأمور تعقيب و گوشمالى غارتگران كرد. لؤلؤ، بعد از نجات دادن قلعه جزيره فرعون و پس گرفتن ايله كه چندى بود رينالد خود از آن رفته بود، سر در پى يغماگران نهاد و در حوالى «الحوراء» ايشان را دريافت و ناوگانشان را منهدم كرد و تقريبا همه شان را دربند كشيد. تنى چند را به مكّه فرستاد تا سال بعد به هنگام زيارت، طى تشريفات خاص در قربانگاه منى به كيفرشان رسانند و مابقى را به قاهره برد كه در آنجا همه شان را گردن زدند.
صلاح الدين رسما قسم ياد كرد كه اين گستاخى رينالد را هرگز نبخشايد «١».
انجام اين حمله به نوعى پرده از نيّات اصلى صليبيها برداشت و نشان داد كه هدف اصلى آنان نه آزاد سازى بيت المقدس، بلكه نابودسازى اسلام بوده است.
جنگ چهارم اين جنگ كه در آغاز به هدف مصر تدارك ديده شده بود، بر اثر حوادثى پيچيده از هدف اصلى منحرف گشت. سرانجام نيروهاى صليبى با وعدههاى شاهزادهاى به نام آلكسى به قسطنطنيه آمدند و او را به قدرت رساندند. اما پس از آنكه وى از انجام تعهداتش سر باز زد، قسطنطنيه عروس شهرهاى آن روزگار را، دستخوش تهاجم و تاراج ساختند و غنايم بسيارى فرا چنگ آوردند.