نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٩
مباهله نخستين اقدام فرهنگى اما به گواهى تاريخ مسيحيت به آن نداهاى آسمانى و اين پيامهاى انسانى هيچ پاسخى مناسب نداده است. مسيحيت در داورى درباره اسلام، بيرون از فرمان خرد و منطق رفتار نموده و حقايق را به طور خودخواهانه تفسير كرده است. پيروان اين آيين كمتر ديده واقعبينى گشودهاند و در تحريف واقعيات اندك ترديدى به خود راه ندادهاند. آنان به جاى گوش فرادادن به نداى قرآن زبان به طعن آن گشوده انبوهى از اتهامهاى بىپايه و اساس را متوجه قرآن كريم ساخته و اين كتاب شريف را آموختههاى پيامبر (ص) از يهود و نصاراى عربستان و شام معرفى كردهاند.
با ديدن آن همه گذشت و بزرگوارى از اسلام و مسلمانان باز هم آن را دين شمشير تبليغ كردهاند.
در حالى كه مسلمانان در اوج قدرت و اقتدار از حاكم ساختن شمشيرميان خود و مسيحيان خوددارى ورزيدهاند، اما داور مسيحيان در هنگام قدرت پيوسته زور و شمشير بوده است.
چنان كه در آغاز ياد آور شديم، قضاوت مسيحيان در باره اسلام منشأ آسمانى و مبناى دينى ندارد و صد البته كه از سر چشمه عقلايى نيز تهى است. منشأ اين برخوردها به طور عموم، تاريخى و روانى است «١». مسيحيت در ساليان پيش از ظهور اسلام- به سرزمين عربستان چشم دوخته بود؛ و بارها در صدد تصرف اين سرزمين بر آمده است.
آخرين بارى كه سپاهيان عيسوى آهنگ تصرف حجاز و انهدام كعبه را كردند، يورش سپاه ابرهه از سوى حبشه بود؛ كه در ميان مسلمانان به عام الفيل- سال پيل- مشهور است. آنها در اين آرزو بودند كه شبه جزيره را به كيش خود درآورند و كليسايشان در يمن معبد گردد، اما ظهور اسلام همه آمال و آرزوهايشان را بر باد داد. برخى پژوهشگران را باور بر اين است كه دليل دشمنى مسيحيان با اسلام اين است كه نخستين بار از طريق جهاد با آن آشنا شده و در مقابلش موضع خصمانه گرفتهاند «٢».