نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٦
ارزانى نفت بود. در اين ميان نفت حوزه خليج فارس بيشترين سود را براى آمريكاييها در بر داشت ولى ايالت متحده هدفهاى خود را فراتر از برآوردن منافع شخصى وانمود مىكرد و به گونهاى خود را متعهّد مىدانست كه جريان نفت را به سود كشورهاى غربى و كل جهان صنعتى به طور مستمر حفظ كند «١».
٣- ١. سلطه كامل بر منطقه؛ هر چه بر عمر حضور آمريكا در خليج فارس مىگذشت، انگيزههاى حضورش نيز قوىتر مىگرديد و ابعاد تازهترى مىيافت تا آنكه سرانجام در قالب سياست سلطه كامل بر منطقه نمودار گشت. ريچارد مورفى گفته است:
ما در خليج فارس تنها براى دفاع از كشورهاى كوچك خليج فارس حضور نداريم. هدف ما تضمين دسترسى اقتصادهاى جهانى به نفت خليج فارس است. ما در اين مورد به صدام اعتماد نكرديم و به ايران نيز نخواهيم كرد. ما مىخواهيم سلطه خود را در خليج فارس تداوم بخشيم» «٢».
٤- ١. بهره بردارى از بازار بزرگ اقتصادى؛ كشورهاى حوزه خليج فارس با برخوردارى از درآمدهاى سرشار نفت يكى از سود آورترين بازارهاى جهانى به ويژه براى كشورهاى غربى هستند. در حقيقت در آمد نفتى اين كشورها با صاحبان تكنولوژى غرب دست به دست مىشود؛ زيرا با توجه به شرايط و فضاى سياسى حاكم بر منطقه، اينان ناگزيرند آنچه را كه از راه صدور نفت كسب كردهاند؛ براى خريدهاى تسليحاتى شان هزينه كنند و در نتيجه دلارهاى نفتى به جاى اصلى خود يعنى كشورهاى غربى و در رأس آنها آمريكا باز مىگردد.
يكى ديگر از علايق اقتصادى آمريكا در منطقه، سرمايه گذارى دلارهاى مازاد نفتى كشورهاى عرب منطقه در بلوك غرب به خصوص آمريكا مىباشد. به عنوان نمونه، عربستان و كويت مقادير هنگفتى از ذخاير و پس اندازهاى ارزى خود را در غرب سرمايه گذارى مىكنند و از اين طريق كمك مؤثرى به رشد اقتصادى و شكوفايى غرب و آمريكا مىكنند «٣».