نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٢
از دولتهاى ايران و عثمانى بر خليج فارس پرتغالىها به سرعت آن را به تصرف خود درآوردند. آلفو نسو آلبو كرك «١»- در سال ٩٢١ ه/ ١٥١٥ م هرمز را به تصرف در آورد و حاكم آنجا را ناگزير به پذيرش تبعيت پرتغال كرد. از آن پس جزيره هرمز مدت صد سال در دست پرتغاليها بود و در طى اين مدت امتيازهاى بازرگانى و اقتصادى خليج فارس نيز در انحصار آنان قرار داشت «٢».
پس از تصرف بغداد به سال ٩٤١ ه/ ١٥٣٤ م به دست تركان عثمانى و نفوذ در احسا و قطيف، اينان نيز در خليج فارس به اعمال نفوذ پرداختند، ولى در مقابل قدرت نظامى پرتغالىها به ويژه قلعه مستحكم آنان در هرمز ناگزير به عقب نشينى گرديدند «٣».
براى مدتى كه پرتقال به تصرف اسپانيا در آمد، سيادت خليج فارس نيز به آن دولت انتقال يافت و حاكم پرتغالى هرمز نيز تابع اسپانيا شد. اما پس از شكست تجهيزات اسپانيا به سال ١٥٨٨ م، بازرگانان هلندى و انگليسى به آبهاى هند راه يافتند و شركتهاى انگليسى و هلندى هند شرقى تأسيس گرديد. شركت انگليسى در سورات (بندرى هندى) متوجه ايران شد؛ چرا كه به سبب زمستانهاى سرد ايران، امكان فروش پارچههاى پشمى در آنجا بيشتر بود. علاوه بر آن به سبب جنگهاى ايران و عثمانى راه صدور بر روى ابريشم ايران نيز بسته شده بود «٤».
پس از پايان يافتن جنگهاى هفت ساله ميان انگلستان و فرانسه و چشم پوشى اين كشورها از مستملكات خود در هند شرقى به سود انگلستان، به دليل اهميتى كه خليج فارس در ارتباط ميان انگلستان و هندوستان داشت، انگليسيها در صدد بر آمدند تا به هر شكل ممكن اين منطقه را زير سلطه خود در آورند. آمدن برادران شرلى به دربار ايران، راه انگليسها را براى حضور در خليج فارس هموار ساخت. آنان با يارى دادن به ايران در جنگ با عثمانى، از طريق ساختن توپخانه، اعتماد شاه را به خود جلب كردند و به دنبال آن ايران موفق شد در سالهاى ١٦٠٢ م و ١٦١٥ م، پرتغال را به ترتيب از بحرين و هرمز نيز بيرون براند. پس از آن