نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦١
بودند. مسيحيان به ويژه در دوران خلفاى بنى عباس در كمال آزادى و امنيت به سرزمين قدس آمد و شد مىكردند و از كوثر معنويت مكانهاى مقدس خود سيراب مىگشتند. هارون الرشيد كه با شارلمانى، پادشاه فرانسه، روابط دوستانه داشت، براى اطمينان بخشيدن به زايران مسيحى، كليدهاى بيت المقدس را براى وى ارسال داشت؛ و زايران مسيحى تنها به ازاى پرداخت مبلغى ناچيز، بدون هيچ مزاحمتى، به سرزمين قدس سفر مىكردند. اين وضعيت در دوران فاطميها- كه قدس را از بنى عباس گرفته بودند- نيز ادامه داشت، تنها در زمان خليفه الحاكم فاطمى نسبت به زايران سختگيرى مىشد؛ كه آن نيز در دوران جانشينان وى بر طرف گرديد و اوضاع بار ديگر رو به آرامش نهاد «١».
پس از دستيابى تركان سلجوقى بر آسياى صغير و تصرف سرزمين فلسطين به وسيله آنان اوضاع ديگرگون شد. تركها هم به قلمرو امپراتورى بيزانس دست اندازى مىكردند و هم زايرانى را كه از اروپا عازم بيت المقدس بودند مورد آزار و اذيت قرار مىدادند. در دوران حاكميت آنان مسير كاروانهاى زيارتى نا امن گرديد و دستههاى زاير پيوسته در طول مسير غارت مىشدند. درآناتولى عبور كاروانهاى زيارتى تنها با همراه داشتن نيروى مسلح امكانپذير بود وراهزنان پيوسته در راه زايران كمين و آنان را غارت مىكردند. كسانى هم كه از موانع طول مسير جان سالم به در مىبردند، به وسيله حكمرانان محلى اموالشان گرفته مىشد و با دست تهى به اروپا باز مىگشتند. ناگفته نماند كه مسلمانانى هم كه از سرزمينهاى اسلامى به زيارت قدس مىآمدند از اين قاعده مستثنى نبودند و اغلب به همين سرنوشت دچار مىگشتند «٢».
دشوارى كار زيارت به جايى رسيده بود كه رفتن به بيت المقدس از سوى اربابان كليسا به عنوان كفاره گناه گناهكاران تلقى مىگرديد؛ و چون در آن روزگار از اين قبيل افراد در اروپا بسيار بودند، شور و شوق به زيارت در ميان عامه مردم رو به فزونى نهاد. چنان كه گوستاو- لوبون در اين باره مىنويسد: