نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١٦
پس از آن ديگر مناطق مسلمان نشين و عربى اعلام استقلال كردند و بخشهايى از امپراتورى به وسيله كريم خان زند تصرف گرديد. سر انجام در جنگ يكم جهانى دولتهاى انگليس و فرانسه هر كدام بخشهايى از امپراتورى را در سوريه، فلسطين و بين النهرين به تصرف خود در آوردند. قسطنطنيه به تصرف قواى متفقين درآمد و از حكومت آن جز اينكه شاهد اشغال سرزمينهاى خود باشد كارى ساخته نبود.
آرى آن سد آهنين اسلام در مقابل مسيحيت در هم شكست و آن دولت مهم پاره پاره گشت. مسيحيان كه در دوران اقتدار عثمانى در جنگ اروپا و سواحل ايتاليا و اسپانيا از خود دفاع مىكردند، اينك بر پارههاى امپراتورى چنگ انداخته بودند و به صلاحديد خودشان هر طور مىخواستند رفتار مىكردند. يكى از بدترين و ناگوارترين پيامدهاى فروپاشى عثمانى گشوده شدن پاى يهوديان آواره دنيا به سرزمين فلسطين و در نهايت تشكيل دولت غاصب صهيونيستى (در سال ١٩٤٨ م) بود. دولتى كه به عنوان عامل و دست نشانده قدرتهاى بزرگ استعمارى پيوسته كشورهاى اسلامى را در معرض تهديد و بحران قرار مىدهد «١».