نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٦
«نخستين جنگ مهم نزديك نيش (شهرى در صربستان) در ماه نوامبر ١٤٤٣ م (رجب ٨٤٧ ه) رخ داد و نصارا فاتح شدند و تا صوفيه پيش رفتند و آنجا را گرفتند. جنگ ديگرى در ميان صوفيه و زلاتيتسا در گرفت ولى عبور از بالكان در آخرماه دسامبر چنان دشوار بود كه سپاه نصارا صرف نظر كرد «مراد مىبايست در همان موقع در آسيا با امير قره مان ايلى كه بر مستملكات او حمله برده و چندين شهر آن را نهب و غارت كرده بود جنگ بكند. سلطان از عهده او بر آمد ولى تصميم گرفت در اروپا صلح كند، حتى اگر مجبور باشد امتيازات مهم بدهد. عهدنامهاى كه ده سال متاركه را پيش بينى مىكرد به امضاى مراد و ولاديسلاو رسيد و دو پادشاه يكى به قرآن و ديگرى به انجيل سوگند ياد كرد.
سلطان مراد براى اثبات صلحطلبى خود از سياست كناره گرفت و پسرش را جانشين خود گردانيد. اما كاردينالى كه فرماندهى لشكر كشى پيشين صليبيها را بر عهده داشت و نيز شمارى از سران اروپا در صدد برآمدند تا صلح با تركان را نقض كنند. «انگلستان و فرانسه و دوك دوبورگونى و دولت «ميلان» و «منورانس» و نيز «ژن» و «جنوا» «١» دربار پاپ وعده مساعدت كرده بودند. كشتيهاى اين سه دولت اخير مىبايست بروند و بوغازها (تنگهها) را متصرف شوند و سپاه ترك را مانع شوند كه وارد اروپا شود «سپاهى كه به فرماندهى پادشاه ولاديسلاو بود در اورسووه در ٢٠ سپتامبر ١٤٤٤ (٦ جمادى الآخرة ٨٤٨ ه) از دانوب گذشت. فى الحقيقة عده آن بسيار كمتر از آنچه اميدوار بودند بود. بيشتر مركب از مجارها و ترانسيلو انيائيها به فرماندهى ژان دو هونياد و استفان باتورى و از لهستانيان و صليبيون ممالك مختلف به فرماندهى كاردينال سزارينى و از مزدوران بوسنوى و آلبانى و بلغار بود ... رويهمرفته سپاه نصارا بيش از بيست هزار نبود ...» «٢» كسانى در صدد منصرف ساختن اين عده بر آمدند كه سودى نبخشيد. از آن سو مراد هم با اصرار وزيران خويش ناگزير شد در اين موقعيت خطرناك اختيارات را به دست گيرد. در نتيجه سپاه او و ولاديسلاو در يك روز به وارنه (وارنا) رسيدند.