نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٧٠
حال آنكه چنين نيست. ما در تاريخ اسلام درباره مسيحيان پيش از هر اقدامى گفت و گوى جعفر بن ابىطالب به عنوان فرستاده پيامبر (ص) با پادشاه حبشه و نيز دعوت به مباهله را داريم. از آنجا كه داستان مباهله در تاريخ اسلام حايز اهميت فراوان است. خلاصه آن را به نقل از يك مستشرق مسيحى يعنى لويى ماسينيون مىآوريم؛ كه در اين باره مىنويسد:
الف) هنگامى كه قلمرو دولت اسلامى نبوى گسترش يافت و به يمن رسيد، در شوال سال دهم هجرى، جمهورى عيسوى نجران هيئت سياسى هفتاد نفرهاى به مدينه فرستاد. تركيب هيئت عبارت بود از چهارده نفر از اشراف نجران، رؤساى سياسى- مذهبى سهگانه نجران:
عاقب (: رئيس خدمات شهرى) السيّد (: مدير كاروانهاى نجران)، اسقف (: كشيش بزرگ و بازرس مدارس و ديرهاى نجران، رابط دولت مسيحى نجران با ديگر دُوَلِ مسيحى جهان). اين هيئت براى گفت و گو با محمّد (ص) به مدينه آمد.
ب) هيئت اعزامى سراپا لباس ابريشمى و حرير پوشيده بود و در ميدانگاه اطراق كرده بود، پيامبر (ص) به آنان اجازه داد تا در مسجدش به قبله خويش (به سوى مشرق) نماز برند.
ج) پس از آنكه پيرامون پيامبر اسلام (ص) حلقه زدند، محمد (ص) آنان را به خاطر اعتقاد به الوهيت مسيح سرزنش نمود و به اسلام دعوتشان كرد. كار به مجادله كشيد و امر دعوت مشوب شد. پيامبر (ص) به آنان پيشنهاد كرد كه مباهله كنند. اين پيشنهاد مبتنى بر نزول فورى آيه ٦١ سورة آل عمران بود «١». قرار بر اين شد كه در صبح روز چهارم شوال سال دهم هجرى (پانزدهم ژانويه سال ٦٣١ ميلادى) ملاعنه و مباهله نمايند.
د) هيئت مسيحى نجران با يكديگر شور و مشورت بسيار كردند. سپس سران مسيحى هيئت در صبح روز موعود در ميعادگاه حاضر شدند تا انصراف خويش را از مباهله اعلام دارند و با پيامبر اسلام مصالحه كنند.
ه) شروطى را كه مسيحيان در اين قرارداد پذيرفتند عبارت بود از اينكه در هر ششماه هزار حلّه اوقى در ماه رجب و صفر هر سال بپردازند و (قيمت هر حلّه برابر بود با يك اوقيه نقره يا