نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥
خاك عراق، منطقه گستردهاى از خاك مصر، شامل شبه جزيره سينا و دلتاى نيل مىباشند؛ و از همه مهمتر اينكه به زمينهاى جنوبى عقبه كه مدينه منوّره در آن قرار داردچشم طمع دوختهاند.
اين آرمان يهود است كه براى دست يابى به آن از هيچ كوششى دريغ نمىكنند. بنگوريون، نخست وزير وقت اسرائيل در نطقى كه به مناسبت جشن فارغ التحصيلى دانشجويان دانشكده افسرى يهودى در مارس ١٩٤٩ م ايراد كرد گفت: «ما هنوز هدف نهايى خود را به دست نياوردهايم و فقط گوشهاى از مملكت ايدهآلمان را به دست آوردهايم و بقيه آن بايد به دست نيروهاى فداكارمان فتح شود. در آينده جنگ را حرفه مردم اسرائيل مىنماييم تا بر تمام نقاط مورد نظرمان دست يابيم. ما آرام نمىنشينيم و با هرچه كه به چشم ما، مانع رسيدن به هدف باشد، مىجنگيم.
آرى به همين زودى به خواب شيرين پيامبران بنى اسرائيل تعبير مىبخشيم و تمامى ملت يهود را در خاك ابا و اجداد، كه مرز غرب و شرق آن دو رود نيل و فرات است جمع مىكنيم» «١».
ولى گويا كه ايده تسلط صهيونيستها بر سرزمينهاى نيل و فرات به اين آسانى هم تحققپذير نيست و موكول به وقوع جنگى به نام هارمجدون (آرماگدون) است. و آن اين است كه به باور يهود و مسيحيت، مسيح بار ديگر در سرزمين فلسطين ظهور خواهد كرد و مقدمه ظهور وى وقوع نبردى است كه در آن دويست ميليون از ابناى بشر و از جمله ٢٣ يهوديان دنيا كشته مىشوند. طبق اين اعتقاد جايى به نام مَجِدّو واقع بر سر راه قديم مصر و دمشق در فلسطين، در طول تاريخ بيش از هر جاى جهان صحنه جنگ بوده است. به باور فاتحان كهن هر فرماندهى كه مجدّو را داشته باشد در برابر همه مهاجمان پايدارى مىكند. در نبردهاى مجدون همه ملتها درگير مىشوند. «اين آخرين نبرد ميان نيروهاى نيكى و نيكو كارى به رهبرى مسيح و نيروهاى شيطانى به رهبرى دجّال خواهد بود»، «يك ارتش ٢٠٠ ميليونى شرقى طى يك سال به سمت غرب به حركت در مىآيد و در تغيير مكان خود پرجمعيتترين ناحيههاى جهان را پيش از رسيدن به رودخانه فرات ويران خواهد ساخت».
در آن جنگ شمار زيادى از يهوديان- حتى بيش از آنچه توسط نازىها كشته شدند- به قتل مىرسند و به اين ترتيب يهوديان تصفيه مىشوند و مىتوانند مسيح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند. پس از آن خداوند سرزمين اسرائيل را نجات خواهد بخشيد.