نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٨
شرق آن را تشكيل مىداد. در نخستين تهاجم مسلمانان در سالهاى اوّل پس از هجرت، فلسطين، مصر، آفريقا و سيسيل به تصرف مسلمانان درآمد و آلب ارسلان سلجوقى توانست در سال ٤٦٣ ه/ ١٠٧١ م طى نبرد ملازگرد قدرت نظامى روم شرقى را در هم بشكند و شخص امپراتور روم را به اسارت در آورد «١».
در دوران جنگهاى صليبى اروپائيان كوشيدند تا بخشهاى از دست رفته امپراتورى روم شرقى را بازپس گيرند، اما پس از ناكام ماندن در رسيدن به اين هدف، قسطنطنيه را مورد تهاجم قرار داده در آنجا ايالتى لاتينى تشكيل دادند. در سال ١٢٦١ م ميخائيل هشتم، قسطنطنيه را به تصرف در آورد و از آن پس براى مدّت دو قرن اين شهر در برابر تهاجم تركان عثمانى مقاومت كرد. تا آنكه سر انجام سلطان محمد دوم، مشهور به فاتح آن را گشود (سال ١٤٥٣ م) و امپراتورى روم شرقى را منقرض ساخت «٢».
فتح قسطنطنيه بيش از آنكه براى عثمانيها سودمند باشد، براى اروپاييها زيانبار بود.
«جىشاو» در اين باره مىنويسد:
فتح قسطنطنيه براى محمّد اهميّت استراتژيك مهّمى در بر نداشت؛ چون عثمانيها پيش از آن توانسته بودند بى آنكه از قسطنطنيه بگذرند، به داخل اروپا راه يابند. اما تسخير قسطنطنيه اروپا را از پايگاهى محروم كرد كه اگر در اختيار يك نيروى نظامى كار آمد قرار مىگرفت، احتمالًا مىتوانست نظام دفاعى عثمانى را در هم شكند. در اختيار داشتن يك مركز بزرگ تجارى، ادارى و نظامى، روند يك سان سازى فتوحات سلطان را در امپراتورى عثمانى و نظارت بر آنها و دفاع از آنها را تسهيل مىكرد؛ در عين حال نظارت بر آبراههاى بين درياى سياه و مديترانه بدين معنى بود كه گلوگاه تجارت اروپا با سرزمينهاى شمال و شرق در اختيار عثمانى قرار مىگرفت و از اين راه درآمد سرشارى كسب مىكرد.
فتح قسطنطنيه عثمانيها را در مقام وارثان سنن امپراتورى قرار داد، زيرا اين شهر بار ديگر به صورت مركز يك امپراتورى وسيع در آمد «٣».