نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦١
اروپايى خواست كه در مبارزه با تروريسم به او بپيوندند. رئيس جمهور آمريكا در وهله نخست و موضع گيريهاى اوّليهاش، اقدام به لشكر كشى بر ضد تروريستها را جنگى صليبى خواند، ولى پس از آگاهى بر پيامدهاى منفى كاربرد اين تعبير از آن چشم پوشيد. اما، البته و صد البته كه روح رفتار آمريكا در حمله به افغانستان و عراق و متهم ساختن ايران و چند كشور اسلامى ديگر به عنوان تروريست و شرور، چيزى جز ايده صليبىگرى و بسيج مسيحيان بر ضد مسلمانان نبود. دستگاه امنيتى آمريكا بلافاصله پس از وقوع حادثه اعلام كرد كه عاملانش مسلمان بودهاند، به راستى اگر اطلاعاتشان تا اين اندازه دقيق بوده چرا پيش از وقوع حادثه از بروز آن جلوگيرى نكردند؟! اگر اين انفجار هدفمند نبوده است چرا عاملان اصلى هنوز در پرده ابهام به سر مىبردند؟ مىماند اينكه بگوييم، حادثه يازدهم سپتامبر به هر دليلى و به وسيله هر كسى كه صورت گرفته باشد، دستاويزى بسيار مناسب براى اعلام جنگ آمريكا بر ضد كشورهاى اسلامى بود.
ما در اينجا در صدد بحث درباره علل و انگيزههاى حادثه يازدهم سپتامبر نيستيم؛ بحث درباره پيامدهاى اين حادثه يعنى حمله آمريكا و متحدانش به افغانستان و چندى بعد به عراق و نيز تهديد كشورهاى سوريه و ايران است. اينكه چرا آمريكا مسلمانان را در خاورميانه مورد حمله قرار مىدهد؟ پاسخ را بايد در توسعهطلبى آمريكا و صهيونيسم جهانى و توان بالقوه كشورهاى اسلامى و مسلمانان در مقابله با آنها جستجو كرد.
بنابر اين جنگهاى اخير آمريكا را بايد جنگ صليبى غرب براى تحقق بخشيدن به هدفهاى صهيونيسم جهانى برشمرد. گرچه خود آمريكائيها اين گونه تلاشها را با هدف «متمدن سازى» افراد بى تمدن توجيه مىكنند.
جايگاه ايران در حوادث اخير خليج فارس از ظاهر قضايا و حوادث حدود دو دهه اخير منطقه چنين بر مىآيد كه در جنگهاى خليج فارس جمهورى اسلامى ايران نه تنها زيان نديده بلكه سود هم برده است «١». چنين برداشتى در