نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٤٤
(اولجايتو) در قشم و هرمز اعزام كنند «١»؛ يعنى همان رؤيايى كه بعدها صورت عمل به خود گرفت و ناوگان نظامى صليبيها به طور مستقيم وارد آبهاى خليج فارس شد.
٢. آغاز دوران استعمار و اهميت ژئو پوليتيكى خليج فارس با پايان يافتن دور نخست جنگهاى صليبى و عقب نشينى اروپائيها از سرزمين فلسطين، قرون وسطى و دوران تاريك اروپا نيز پايان پذيرفت و عصر رنسانس ادبى و صنعتى آغاز گرديد. پس از رنسانس و در سايه اكتشافات و اختراعات خارق العاده علمى، اروپائيان از چنان قدرتى برخوردار گشتند كه مىتوانستند در سرزمينهاى دوردست و ماوراى بحار براى خود امپراتوريهاى مستعمراتى ايجاد كنند. پرتغال، اسپانيا، انگلستان، فرانسه و هلند در شمار نخستين كشورهايى بودند كه در صدد كشف و تصرف سرزمينهاى ناشناخته و مناطق زرخيز جهان بر آمدند و مناطق وسيعى را در آفريقا، آسيا و شبه قاره هند زير يوغ استعمار خود در آوردند و بر سر منابع سرشار و منافع كلان آنها با يكديگر به ستيز و رقابت پرداختند. از جمله سرزمينها و مناطق بسيار مهم و استراتژيكى مورد توجه استعمارگران قرار گرفت، كشور ايران و به ويژه خليج فارس بود كه شاهراه ميان اروپا و شبه قاره هند و بهطور كلى گذرگاه خاور زمين به شمار مىرفت «٢».
آلبوكرك مهاجم پرتغالى به منطقه اقيانوس هند و خليج فارس در سال ٨٨٦ ه (١٥٠٧ م) در باره اهميت خليج فارس مىگويد:
هر دولتى كه بر سه تنگه هرمز باب المندب و مالاكا تسلط داشته باشد بر جهان مسلط خواهد بود «٣».
ديويد نيوسام، معاون سياسى وزارت خارجه آمريكا در خصوص اهميت خليج فارس از نظر اقتصادى و استراتژيكى گفته است: