نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٨٦
از آن پس چندين نوبت ديگر سپاهيان دو طرف در مقابل يكديگر صفآرايى كردند، اما گويا صحنه نبرد بيش از آنكه صحنه نمايش قدرت نظامى طرفين باشد، صحنه مقابله صفات والاى اخلاقى ريچارد و صلاحالدين گشته بود. شجاعت ريچارد او را در نظر صلاحالدين بزرگ مىنمود و از آن سوى عدالت، شكيبايى و ميانهروى صلاح الدين نيز ريچارد را شكست داده بود. به هر حال در سال ١١٩٢ م ميان طرفين پيمان صلحى امضا شد و ريچارد به انگلستان بازگشت و جنگ سوم نيز پايان يافت «١».
جسارت به مكّه مكرّمه و مدينه منوّره صليبيها در همان دورانى كه هنوز بيت المقدس را در تصرف داشتند، با سوء استفاده از عزيمت صلاح الدين به نواحى شمالى، اقدام به كارى بسيار جسارتآميز كردند؛ كه البته كيفرش را نيز به زودى ديدند. آنان در حركتى مذبوحانه به دو شهر مكّه و مدينه حمله كردند كه داستانش به قرار زير است:
رينالد شاتيونى ... در پاييز سال ١١٨٢ م، همينكه از عزيمت صلاح الدين به شمال خبر يافت، به عزم كارى برخاست كه سالها بود سوداى آن را به سر داشت و آن، به آب افكندن ناوگانى بود بر سينه درياى احمر به قصد تاراج كاروانهايى كه از طريق اين دريا قصد مكّه داشتند. رينالد حتّى بى ميل نبود كه بر شهر مقدس مسلمين نيز حمله كند. مقارن آخر سال رينالد به سوى ايله، واقع در رأس خليج عقبه، راند و زورقهايى را كه از چوب درختان جنگلهاى مآب ساخته و بر سينه بحر الميّت آزمايش كرده بود، با خويشتن برد و اين شهر را كه از سال ١١٧٠ م به بعد در چنگ مسلمين بود، فرو گرفت، ولى قلعه شهر كه بر جزيره فرعون در آن نزديكى واقع بود و تاريخ نگاران فرنگى از آن به نام «ايل دوگرى» ياد كردهاند از پا ننشست. رينالد خود با دو سفينه براى محاصره قلعه باز ماند و مابقى به ناوبانى دزدان دريايى محلى بادبان بركشيدند و در حالى كه بلاد ساحلى مسير خويش را تاراج مىكردند، در امتداد كرانه افريقايى اين دريا به حركت درآمدند و چندان جلو رفتند تا به عيذاب، بندر بزرگ «نوبى» (نوبه) در مقابل مكّه رسيدند و در آنجا بر سفينههاى تجارى سرشار از نعمتى كه از