نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٨٣
گرفتن انتقام بود. ولى تهديد صليبيان شهر به ويران سازى اماكن مقدس و كشتن مسلمانان در بند، وى را از اين تصميم باز داشت و پذيرفت كه مسيحيان در مقابل پرداخت سربها از شهر بيرون روند.
بهدنبال آن افراد دارا و توانگر سربهاى خويش را پرداختند و آزاد شدند. كسانى هم كه توان اين كار را نداشتند به عنوان بنده فروخته شدند. در اين هنگام شمارى ازتوانگران مسلمان و مسيحى دخالت كردند و شمار بسيارى از اسيران را خريدند و آزاد كردند. به جز شمارى چند از افراد ناتوان و بيمار به كسى اجازه اقامت در شهر داده نشد. مؤسسههاى دينى مسيحيان در شهر ويران گرديد. قبة الصخره و مسجدالاقصى مرمّت شد و به مناسبت بزرگداشت اين واقعه عظيم بيمارستانها و مدارس فراوانبنا گرديد. حضور اميران ايوبى و اقدام آنها به ساخت بناهاى فراوان بر شكوه اين روز افزود. همه مسلماناندر آن روز شادمان بودند. به دنبال آن، شهرهاى فلسطين كه در دست مسيحيان بود يكى پس ازديگرى به تصرف صلاح الدين در آمد. تنها چيزى كه در دست آنها باقى ماند انطاكيه، طرابلس و چند شهر و دژ كوچك ديگر بود «١».
بد نيست كه در اينجا سخن رانسيمان را نيز درباره رفتار مسلمانان درهنگام فتح قدس بياوريم، كه مىنويسد: «مردان پيروز افرادى شريف و با مروّت بودند. درست در همانجا كه در ٨٨ سال پيش فرنگان از درياى خون گذشتند، حتى يك خانه به يغما نرفت و به يك جاندار آسيب نرسيد. به امر صلاح الدين سربازان خيابانها و دروازهها را زير نظر گرفتند و از هر گونه دستاندازى احتمالى به جان و مال مردم جلوگيرى به عمل آورند ... به زودى مردم به صورت دو رشته طولانى شهر را پشت سر نهادند. يك گروه آنها كه يا به دست خود يا از بركت تلاشهاى «باليان»، فديهشان داده شده بود و آزاد بودند؛ و يك گروه آنها كه از عهده پرداخت فديه بر نيامده و به اسارت مىرفتند. حال اينان چنان رقتانگيز بود كه العادل به پيشگاه برادر شتافت و درخواست تا به پاس خدمات وى هزاران تن از اسيران را بدو بخشد.
صلاحالدين التماس برادر را بر آورد و او بىدرنگ آزادشان كرد. بطريق (كشيش) هراكليوس