نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٧٩
بلكه بدون غارت و چپاول اموال مردم از خاكش عبور كنند؛ و همين امر به نوبه خود موجب منازعه ميان نيروهاى امپراتورى و نيروهاى آلمانى گرديد؛ نيروهايى كه به مقصد نرسيده و در ميان راه مستهلك شدند. اينان در يك نوبت گرفتار سيل گشتند و بيشتر اموالشان را از دست دادند و در نوبتى ديگر مورد حمله چابك سواران ترك قرار گرفتند به طورى كه «كُنراد»- پادشاه آلمان- نه دهم سربازانش را با همه لشكرگاه و اسباب موجود در آن را از كف داد «١».
چون سپاه كُنراد با اين وضعيت به نيقيه رسيدند در آنجا با سپاهيان فرانسوى پيوستند كه آنها نيز دُچار بلا و بدبختى گشته بودند. به هر حال سپاهيان باقيمانده دو گروه حركتشان را از سر گرفتند تا به افسس رسيدند. در اين هنگام كُنراد به قسطنطنيه بازگشت و منتظر پايان فصل زمستان ماند. سپس از راه دريا به فلسطين رفت. اين در حالى بود كه پادشاه فرانسه از راه خشكى به آنجا رسيده بود. آن دو و ديگر پيشوايان صليبى در سوريه بر سر حمله بر دمشق توافق كردند و شهر را در محاصره گرفتند ولى زاد و توشه آنان پايان يافت و بدون گرفتن هيچ نتيجهاى دست از محاصره كشيدند كُنراد راه آلمان را در پيش گرفت. لويى تا سال بعد در سوريه ماند و پس از آن به سرزمين خود بازگشت. به اين ترتيب حمله اين دو پادشاه به پايان رسيد و در چشم مسلمانان، كه پيشتر بيمناك قدرتشان بودند، خوار و بىمقدار گشتند «٢».
به اين ترتيب جنگ دوم صليبى كه به منظور باز پسگيرى رُها (اورفا) برپا شد به شكست انجاميد و تلاش اروپائيان براى جلوگيرى از نزديك شدن جبهه شمال و جنوب اسلامى به يكديگر ناكام ماند. در حالى كه صليبيها به شدت مىكوشيدند تا از اتحّاد ميان شام، قلمرو نورالدين زنگى «٣»، با مصر جلوگيرى كنند، در اين سرزمين حوادثى روى داد