نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٧٤
درآميختند و آداب و رسومشان را پذيرفتند؛ و حتى سرزمين جديد را به مراتب از اروپا بهتر يافتند. چنان كه يكى از آنها گفته بود: «ما كه از مغرب بوديم به صورت مردم مشرق درآمدهايم ... وطن خود را فراموش كردهايم. بسيارى از ما مولد (زادگاه) خود را نمىدانند و از آن ياد نمىكنند. يكى خانه و خدم دارد، چنانكه گويى آنها را به ارث دارا شده، ديگرى به جاى اينكه از هموطنان خود زن بخواهد يكى از اهل شام (ارمنى) يا عرب نصرانى را به زنى خواسته است ... به همه زبان تكلّم مىكنند و گفته آنها را مىفهمند. اكنون كه مشرق تا اين درجه به حال ما مساعد مىباشد، برگشتن به مغرب چه ضرور است «١»؟» نخستين كارى كه به وسيله صليبيها انجام گرديد تعيين كشيش و پادشاهى براى اورشليم بود. اين كار پس از گفت و گوهاى فراوان صورت پذيرفت و شخصى به نام «گودفرى» نه به عنوان پادشاه بلكه به عنوان «مدافع جانباز آرامگاه مقدس» قدرت را به دست گرفت؛ و سه كنت نشين ديگر نيز در شهرهاى «اديسا (رها)»، «انطاكيه» و «ترابلس» به مركزيت اورشليم تشكيل گرديد «٢».
براى تقويت و تحكيم پايه هاى حكومت اورشليم و دفاع از سرزمين فلسطين در مقابل مسلمانان، سه فرقه با ماهيت راهبى- سربازى تشكيل گرديد: فرقه سن ژان بيتالمقدس يا ميهمان نوازان، فرقه پاسبانان معبد و فرقه سواران آلمان. اعضاى اين فرقهها موظّف بودند تا همانند راهبان مغرب زمين سرگرم عبادت و رياضت و از نظر نظامى پيوسته آماده كارزار باشند. لباسشان نمود روشن اين ماهيت دو گانه بود. آنان اسلحه سواران جنگى رابه خود مىبستند و بر روى آن لبّاده بلند راهبى مىپوشيدند. «٣» رنگ لباده ميهماننوازان مشكى بود، با صليب سفيدى بر روى سينه و لباده پاسبانان معبد سفيد بود و صليبى قرمز داشت «٤».
ولى با وجود تصرف بيت المقدس، همه كار پايان نيافته بود. رفت و آمد زائران مسيحى از صحراى خشك و سوزان فلسطين بس دشوار بود؛ و مسيحيان ناچار بودند شهرهاى ساحلى