نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٧٣
با پيش آمدن قضيه جنگهاى صليبى و حركت مسيحيان به سوى خاور زمين، جنگجويان براى تأمين هزينههاى سفر خويش به شدّت نيازمند پول نقد بودند. هر كس كه مال و منالى داشت از راه فروش آنها پول لازم را فراهم ساخت. اما افراد بىچيز ناگزير بودند كه از يهوديان وام بستانند، آن هم با بهرهاى گزاف. در اين هنگام در ذهن جنگجويان اين پرسش خطور كرد كه چرا بايد آنها براى رفتن به سوى مزار مسيح وامدار نامردمانى شوند كه خودشان عيسى مسيح را آزار داده و مصلوبش كرده بودند؟ آيا نبايد انتقام حضرت مسيح از اينان گرفته شود؟ اگر مسلمانان، دشمن پيروان مسيح بودند، يهوديان خود آن حضرت را به دار آويخته بودند «١»! با قوّت گرفتن چنين ايدهاى كشتن يهوديان آغاز شد. اينان را هر كجا مىيافتند به قتل مىرساندند و چنان شرايط دشوارى پيش آمد كه بسيارى از آنان ناگزير به خودكشى گرديدند. يهوديها با استفاده از نفوذ مادى خود شمارى از سران نظامى و آباى كليسا را تطميع كردند و به آنها باجهاى كلان پرداختند تا آنان را در پناه خودشان بگيرند، ولى اين كار سود چندانى نبخشيد! زيرا عامه مردم از آنها ناخشنود بودند و مهار حركت عوام كار آسانى نبود.
چنانكه پيش از اين گذشت، اين كينه تاريخى در حمله به قدس نيز خود را نماياند و يهوديان ساكن بيت المقدس همه در آتش قهر صليبيها گرفتار آمده، نابود گشتند «٢».
پس از سقوط اورشليم با سقوط قدس صليبيها به بزرگترين هدف و ديرينهترين آرزوى خويش رسيده بودند. آنها كه روزگارى دراز، حاكميت مسلمانان را بر اورشليم مانع حضور آزادانه خود در اين شهر مىپنداشتند و به همين خاطر آن جنگ مهيب را به راه انداخته بودند، اينك در كمال شادمانى خويشتن را بر قبله آمالشان حاكم مىديدند. تجاوزگران اروپايى در اين هنگام به دو دسته تقسيم شدند، گروهى به شهر و ديار خود بازگشتند و گروهى ديگر در سرزمين فلسطين ماندگار شدند. آنهايى كه ماندند به زودى به وطن جديد خو گرفتند، با ساكنان بومى آنجا