نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٧١
مىگذشتند و نابود مىشدند.
صليبيان كه بعد از آن همه بدبختى و رنج، مستى اين پيروزى عظيم عقلشان را زايل كرده بود، بى محابا به خيابانها و كوى و برزنها و مسجدها و خانهها ريخته، هر كه را ديدند، از زن و مرد و كودك، بى دريغ به قتل رساندند. سرتاسر بعداز ظهر و شب آن روز كشتار مردم ادامه داشت. پرچم «تانْكِرد» (از فرماندهان صليبى) مهرِ امانِ پناهندگان مسجد الاقصى نشد.
بامدادان روز بعد، گروهى از سربازان به قهر به مسجد درآمده تيغ در پناهندگان نهادند. مقارن نيمروز كه «ريموند آو آگيلرز» به زيارت حرم شريف مىرفت، ناگزير بود گام از ميان اجساد و نهر خونى كه تا به زانو مىرسيد، برگيرد.
يهوديان شهر دسته جمعى به كنيسه جامع خود پناه بردند، ولى صليبيان همه آنان را به گناه يارى مسلمانان، بى هيچ گونه شفقتى با بناى كنيسه يكجا آتش زدند «١».
آرى شهرى كه هنگام تصرفش به دست مسلمانان شاهد آن همه رفق و مدارا بود، اينك غرق در خون گشته بود. كشتار بى رحمانهاى كه صليبيها به راه انداختند نشان داد كه آنان نه به مقصود زيارت، بلكه براى غارت آمده بودند. قدس بنايى دنيوى نبود كه از ويرانىاش دل بينوايان و مستمندان شاد گردد، بلكه مكانى بود مقدس و دينى كه شكستن حرمتش ننگ و نفرت ابدى را نصيب مسيحيان شركت كننده در جنگ كرد. اين قتل و غارت بذر كينهاى را ميان مسلمانان و مسيحيان پاشيد كه از آن پس براى ساليانى دراز زندگى مسالمت آميز از ميانشان رخت بربست.
كشتار وحشتناك مردم اورشليم بر همه جهان اثر گذاشت. كس نمىتواند قربانيان اين فاجعه هولناك را بر شمارد، ولى مسلم است كه در سرتاسر اين شهر حتى يك مسلمان يا يهودى از مهلكه نَجَست. اين واقعه مايه وحشت حتى بسيارى از عيسويان شد و مسلمانانى را هم كه تا كنون آماده بودند تا فرنگان را نيز به عنوان عاملى ديگر در سياست پيچيده و سردرگم زمان، در ميان خود جا دهند، بر آن داشت تا بى پروا به بيرون انداختن ايشان كمر بندند. اين نامردمى و خونآشامى وحشيانه مسيحيان بود كه غيرت دينى مسلمانان را برانگيخت، از آن پس هرگاه