نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٧٠
صليبيها پس از تصرف شهر نيقيه «١» و سپردن آن به امپراتور روم سرمست از پيروزى و اميدوار به آينده در پهنه آسياى صغير به حركت در آمدند «٢»؛ و سرانجام پس از تحمل خسارت فراوان خود را به بيت المقدس رساندند. بنابر نقلى خليفه فاطمى پيام داد كه حاضر است با آنان بر ضد سلجوقيان هم پيمان گردد، مشروط بر اينكه حاكميّت قدس از آن او باشد و در مقابل، زايران مسيحى نيز بدون سلاح و در گروههايى كمتر از سيصد نفر به شهر وارد شوند و مكانهاى مقدسشان را زيارت كنند. اما صليبيها به چيزى كمتر از تسليم بىقيد و شرط قدس رضايت ندادند و در هفتم ژوئن سال ١٠٩٥ م/ ٤٩٢ ه شهر را در محاصره گرفتند. بيت المقدس برج و بارويى استوار داشت و سربازان بسيارى زير فرمان افتخار الدوله، حاكم فاطمى، از آن پاسدارى مىكردند. پايدارى و سرسختى مدافعان مانع از آن شد كه نيروهاى خسته صليبى بتوانند به آسانى شهر را تسخير كنند. حمله مهاجمان چندين بار ناكام ماند.
تدابيرى كه مدافعان براى در تنگنا قرار دادنشان انديشيده بودند، كارشان را بسيار دشوار ساخت؛ به طورى كه براى تأمين آب آشاميدنى خويش به رنج و سختى افتادند. در اين شرايط، يك عامل بيش از هر چيز ديگرى روحيه متجاوزان را تقويت مىكرد و آن همانا وعظ و ورد خواندن كشيشان بود «٣».
سر انجام ساخت برجهاى بزرگ متحّرك، رسيدن به پاى قلعه را امكانپذير ساخت و در پى آن قدرت پايدارى مدافعان در هم شكسته شد. صليبيان به شهر در آمدند و يكى از وحشتناكترين فجايع تاريخ را در مقدسترين مكان دينى خود آفريدند. به جز شمارى از مسلمانان زير فرمان افتخار الدوله كه در ازاى پرداخت مالى هنگفت از شهر بيرون رفتند، ديگران در معرض نابودى قرار گرفتند. از بيم همكارى با مهاجمان، مسيحيان ساكن قدس پيش از محاصره به وسيله مدافعان از شهر بيرون رانده شده بودند و حاضران در شهر يا مسلمان بودند و يا يهودى؛ كه البته براى مهاجمان تفاوتى نمىكرد: همه بايد از دم تيغ