نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٧
سر انجام در سال ١٠٩٥ م در كلرمون فرانسه كنگرهاى تشكيل گرديد كه شمار بسيارى از سران و بزرگان اروپا در آن شركت داشتند. پاپ در آنجا به ايراد سخن پرداخت و از سران اروپا خواست كه اختلافاتشان را كنار بگذارند و براى آزادى كليساى مقدس عازم جنگ با مسلمانان شوند. سخنان پاپ بسيار كارگر افتاد و چنان تأثيرى به جاى نهاد كه هنوز كنفرانس تمام نشده بزرگان اروپا اختلافها را كنار گذاشته فرياد برآوردند: «اين خواست خداوند است، اين خواست خداوند است». پاپ از اين شعار خوشنود گشت و طى سخنانى مقررات مربوط به اعزام را تبيين كرد و گفت: «آرى خداوند چنين مىخواهد. چرا كه اگر جز اين بود، شما همگان اين شعار را بر زبان نمىآورديد. بنابراين بايد شعار شما در ميدان نبرد نيز، همين باشد. پس راه خويش را در پيش گيريد. نيازى به بردن پيران و افتادگان و زنان نيست، مگر آنهايى كه با شوهران، برادران و خويشاوندانشان بيايند. هيچ كشيشى حق رفتن ندارد مگر آنكه از اسقف خود اجازه گرفته باشد. توانگران بايد به نيازمندان كمك كنند. شما بايد صليب را شعار خويش قرار دهيد و آن را بر شانه يا سينه نصب كنيد» «١».
پس از اعلام آمادگى مردم، از سوى پاپ موارد زير مورد تأكيد قرار گرفت:
١. كسانى كه به جنگ مىروند از پرداخت جريمه گناهانشان معافند.
٢. كليسا موظف است اموال و دارايى جنگجويان را نگهدارى كند و پس از بازگشت به آنها تسليم گرداند.
٣. جنگجويان بايد علامت صليب را به شانه خود بدوزند.
٤. هر كس صليب را بر مىگيرد بايد سوگند ياد كند كه تا رسيدن به اورشليم از پا ننشيند و چنانچه از نيمه راه برگردد يا از عزيمت چشم بپوشد، از جامعه عيسويان رانده مىشود.
٥. كشيشان و راهبان بدون اجازه اسقف يا راهب اعظم خود حق برگرفتن صليب ندارند.
٦. از شركت افراد سالمند و ناتوان بايد جلوگيرى شود و كسى حق ندارد كه بدون صوابديد مشاور روحانى خود عزم جهاد كند «٢».