نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٦
و مسلمانان بود. آنان زير تأثير، همين انگيزه حاضر بودند كه به تعبير شكسپير «بر اختلافات ميان خودشان نقطه پايان بگذارند» و بازوانى را كه در زهدان مادران نيرومند آفريده شده بود در راه مبارزه با اسلاميان به كار گيرند.
جاى هيچ گونه انكارى نيست كه وجود روحيه اسلام ستيزى در مسيحيت موجب پيدايش جنگهاى صليبى و تداوم آن تا به امروز گشته است؛ و چونان آتشفشان هراز چندگاه يك بار از دل سردمداران مسيحى فوران مىكند و سرزمينهاى اسلامى را دستخوش ويرانى و نابودى مىگرداند. امروزه نيز انگيزهها و علل ياد شده همچنان پابرجاست. هنوز هم دولتهاى مسيحى به تنها منبع اقتصادى مسلمانان يعنى نفت چشم دارند و براى تداوم جريان آن به سوى كارخانههايشان به هر اقدامى دست مىزنند. زايران مسيحى در روزگار ما گروه گروه به اسرائيل آورده مىشوند و تعصب مذهبى در آنان زنده نگه داشته مىشود. نقش فعاليتهاى ويرانگر دولتهاى اروپايى در سرزمينهاى اسلامى بر هيچ كس پوشيده نيست و از همه شرم آورتر اينكه، اين همه بيداد در زير پوشش تأمين نظم و امنيت جهانى، رفاه عمومى و صدور آزادى و دموكراسى به ملتهاى رشد نيافته صورت مىپذيرد! نخستين جنگ و سقوط اورشليم اول كسى كه مسيحيان را به طور فراگير براى جهادى مقدس عليه مسلمانان دعوت كرد، پاپ اوربن دوم بود. اوربن اشراف زادهاى تحصيل كرده فرانسه بود و در مقام پاپ با امپراتورى بيزانس نيز رابطه نزديك داشت «١». گويا كسى كه ايده دعوت به جهاد را در وى تقويت كرد كشيشى به نام «پطر زاهد» بود. بنا به نقلى، وى كه در راه زيارت بيت المقدس آزار و اذيت فراوان ديده بود، كشيش آن شهر را تشويق كرد تا با نوشتن نامهاى به اوربن از وى بخواهد كه براى آزادى مزار مقدس اقدام كند. كشيش نامهاى نوشت و آن را به پطر داد تا به اوربان برساند. اوربان نيز در مقابل به وى مأموريت داد تا در سراسر اروپا براى رفتن به جهاد تبليغ كند «٢».