نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٤
ليكن هدف اصلى اين جنگها رسيدن به هدفهاى استعمارى در جهان عربى [اسلامى] بود كه مىخواستند وحدتش را از ميان ببرند و قدرتش را در هم بشكنند؛ و با اين روش نفوذ و بقاى استعمار را در منطقه تضمين كنند.» «١» ديدگاه مونتگمرى وات درباره جنگهاى صليبى دكتر مونتگمرى وات، جنگهاى صليبى را به دو عامل ايده آليسم مذهبى و گرايشها و نيروهاى مذهبى نسبت مىدهد. در حقيقت ديدگاه وات جمعبندى همه عوامل پيش گفته يعنى تاريخى، دينى، اقتصادى و استعمارى است. وى در اين باره چنين نوشته است:
«از آنچه كه قبلا در خصوص رشد عقايد صليبى گفته شد بر مىآيد كه در اين عقايد- كه پس از سال ١٠٩٥ م متحول شدند- رگههاى مختلفى از ايدآليسم مذهبى ديده مىشدند. از اينها گذشته، بعضى از گرايشها و نيروهاى دنيوى نيز در هدف جنگهاى صليبى براى گرفتن اماكن مقدسه از راه لشكركشيهاى نظامى راه يافته بود. اكثر نواحى اروپاى غربى از نوعى سعادت عظيم مادى برخوردار بودند، تجارت شكوفا شده و ثروت رو به افزايش بود. يك نوع خوشدلى و اتكاى به خود در ميان آنها موج مىزد. با وجود اين زندگى براى بعضى اقشار جامعه بسيار مشكل بود. مثلًا بسيارى از فرزندان نجبا و اشراف وجود داشتند كه املاك خانوادگى حالا ديگر براى اهداف زندگى آنان كافى نبود. به همين دلايل و دلايل ديگر بيشترين نيروى طبقات بالاى جامعه در جنگ با همديگر صرف مىشد. پاپها به دنبال تعادل [و پايدارى] صلح و صفا در سرزمينهاى كاتوليك مسيحى بودند و دريافته بودند كه اين مسأله از راه لشكر كشى نظامى عليه كفار حاصل مىشود. در اواخر قرن يازدهم نيز تجارت شواليههاى نورمنى در جنوب ايتاليا نشان داد كه شواليههاى مسلح داراى قدرت نظامى زيادى هستند. چرا كه چند شواليه متحد توانسته بودند مناطق وسيعى را تحت سلطه خود در آورند و در اين رهگذر املاك تازهاى دست و پا كنند. با وجود اين، همه اين عوامل مبيّن اين نيست كه چرا جنگهاى صليبى به طرف بيت المقدس و عليه مسلمانان هدايت شد و چرا مثلًا