نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٥٥
فاطميان يعنى نزاريه و مستعلويه «١» در همين دوران پديد آمده و جامعه از نظر مذهبى دچار شكاف و اختلافى عظيم گرديده بود «٢».
سلجوقيان نزديك به سى سال پيش از آغاز جنگهاى صليبى آلب ارسلان- سلجوقى (٤٥٥- ٤٦٥) سپاه امپراتورى روم را در نبرد مشهور ملاذگرد شكست داده و خود او را به اسارت در آورده بود.
اين پيروزى از سويى موجب به لرزه در آمدن پايههاى امپراتورى بيزانس گرديد و از سوى ديگر فاطميان حاكم بر مصر را در موضع ضعف قرار داد. به اعتقاد برخى از مورخان يكى از علل آغاز جنگهاى صليبى نيز همين- شكست روميان در مقابل آلب ارسلان بوده است «٣».
اما جنگهاى صليبى در دورانى روى داد كه عصر سلاجقه بزرگ پايان يافته و خاندان سلجوقى گرفتار نزاعها و كشمكشهاى داخلى گشته بودند؛ و اين امر براى مسيحيان فرصتى طلايى براى حمله پديد آورده بود. امير على هندى در اين باره مىنويسد:
حقيقتاً دنياى مسيحيت براى حمله به آسيا موقعى بهتر از اين نمىتوانست به دست بياورد و انتخاب موقع يا تعيين وقت معلوم نيست كه پيش بينى شده بود و يا بر سبيل تصادف و اتفاق بوده است. ملوك الطوايفى اساس امپراتورى سلجوق را بر انداخته عيناً همان طورى كه كارولنژيها «٤») Carolingians (را از بين برد. ارسلان آسياى صغير را به عَمّش سليمان بخشيد و همين طور ملكشاه سوريه را به برادرش تتوش و گذار نمود و اين دو تن شاهزاده تفوق و سيادت سلطان را اعتراف داشته از وى اطاعت مىنمودند. علاوه بر اين دو كشور بين النهرين،