نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٨٦
منازعه باز به جاى مانده است. هر اقدام خشونتآميزى با اقدامى همانند آن رو به رو گشته در حالى كه اقدامهاى آشتىجويانه اگر با حسن نيت همراه بوده پاسخى نيكو دريافت داشته است. به بيان ديگر آنكه در اين عرصه بذر خشونت كاشته خشونت و آنكه بذر دوستى كاشته دوستى درويده است.
نيز تاريخ گواهى مىدهد كه سرچشمه جنگهاى طرفين چيزى جز فزونخواهى نبوده و نيست. اسلام نه از سلاطين عثمانى خواسته بود كه بروند و و با زور اروپائيان را مسلمان كنند و نه مسيحيت به بوش و بلر فرمان داده تا براى برقرارى نظام دموكراسى در عراق اين كشور را تبديل به جهنم كنند. چه كسى مىتواند مدعى گردد كه اين منازعهها ريشه دينى دارد؟ آنچه مؤمنان به اديان الهى بدان مكلّفند «عمل صالح» است و چنانچه عملى موجب فساد و تباهى گردد و جان بىگناهان را بگيرد از دايره عمل صالح بيرون است؛ هرچند كه عاملان رفتار خويش را دينى وانمود سازند. غاصبان فلسطين هرگز نمىتوانند رفتارشان را دينى جلوه دهند و اشغال گران عراق و افغانستان هيچ دليلى بر دينى بودن خونريزيها و نسلكشيها ندارند، همانطور كه هيچ كس ديگرى نيز حق ندارد هدفهايش را با ترور و كشتار بىگناهان دنبال كند.
ب. گرايشهاى فرقهاى حكمرانان مسلمان و رفتار تبعيض آنان نسبت به اقوام و اديان حاضر در قلمروشان يكى از مهمترين عوامل ضعف و فروپاشى دولتهاى اسلامى و نيز تضعيف و پراكندگى ملت اسلام بوده است. از اين رو بايد به شدت از آن دورى جست. در جايى اگر شيعيان اكثريت دارند بايد اهل تسنن را بپذيرند و به عكس اگر اكثريت با سنيهاست كسانى از آنها با دستاويزهاى واهى اقدام به كشتار شيعيان بىگناه نكنند. اگر ملتهاى اسلامى راه كنار آمدن، تحمل و داشتن زندگى مسالمتآميز با يكديگر و نيز با پيروان ديگر اديان را نياموزند و نهادها و سازمانهاى اجتماعىشان را بر اين پايه مبتنى نكنند، دير يا زود دستخوش تزلزل و تلاشى خواهند گشت.
ج. مسلمانان مىتوانند با رعايت اصول و موازين اخلاقى اسلام، مخالفان و دشمنان خود را زير تأثير قرار دهند؛ و اگر نتوانند آنان را زير پرچم اسلام در آورند، دست كم از شدت دشمنىشان خواهند كاست، نمونههاى تاريخى به كارگيرى شيوههاى اخلاقى براى رسيدن