نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٧٩
تهاجمى داشت و مبلغان مسيحى در درون سرزمينهاى اسلامى، به ويژه نسلهاى جوان را در معرض تبليغات خويش قرار دادند.
اما گويا تجربههاى پيشين به آنها آموخته بود كه با وارد شدن از در خصومت راه به جايى نمىتوان برد و از اين رو، اين بار جامه خيرخواهى به تن كردند و از راه ساختن مدرسه و بيمارستان به طور غير مستقيم در كشورهاى اسلامى سرگرم تبليغ گشتند. با توجه به شرايط اقتصادى بدى كه بر ممالك اسلامى حكمفرما بود، مبلغان مسيحى در پوشش پزشك و معلم سراغ بيماران و بيسوادان رفتند و با سوء استفاده از فقر مردم به تبليغ دين مسيح پرداختند. گرچه اين شيوه نسبت به روشهاى خصومتآميز گذشته مناسبتر بود، ولى هميشه نيز نتايج دلخواه مبشران را به بار نمىآورد؛ چنانكه ديدر پولادر- وزير مختار و نيز سفير انگلستان در ايران- گفته است:
مسلمانان مىتوانند عمليات تبشيرى را در فرهنگ و بهدارى تحمل كنند، ولى از شنيدن تبليغات دينى ناراحتند و حاضر نيستند آن را بشنوند «١».
به موازات فعاليتهاى تبليغى مبشران كه آشكارا در حال انجام بود، فعاليتهاى ديگرى نيز هدف «تخريب اسلام از درون» را دنبال مىكرد، تلاشهايى كه به وسيله دستگاههاى جاسوسى استعمارگران مسيحى در كشورهاى اسلامى صورت مىگرفت. به اين ترتيب كه سرزمينها و ملتهاى اسلامى را به طور همه جانبه مورد مطالعه قرار دادند و نقاط ضعف و قدرت جوامع مسلمانان را در ابعاد گوناگون مشخص كردند و در يك جمعبندى كلى به اين نتيجه رسيدند كه مسلمانان بايد از نظر فرهنگى و اجتماعى عقب نگه داشته شوند و از نظر دينى و سياسى دستخوش پراكندگى و تفرقه گردند.
مجموعه راهكارهاى كه براى نيل به اين هدف تدارك ديده شد، در كتابى زير عنوان چگونه اسلام را نابود كنيم «٢» تدوين گرديد. در اين كتاب نقاط ضعف و قوت مسلمانان مشخص گرديد و